عبد المحمد آيتى

207

تحرير تاريخ وصاف ( فارسى )

[ 376 ] روز دوشنبه ششم ربيع الاول همان سال ايلخان فرمود تا همهء اميران و سپاهيان وضو بسازند و به نماز ايستند . پس از نماز غازان خان بر درگاه خداوند بناليد و پيروزى خواست . در اين حال برخى گفتند كه در اثر طول مسافت بسيارى از اسبان مرده‌اند و يا ناتوان شده‌اند اكنون اين پيادگان اظهار ناتوانى مىكنند ايلخان فرمود همهء سپاه پياده جنگ كنند و اين فرمان علاوه بر آنكه همه را يك رنگ و پيادگان را خوشدل مىساخت فايدهء ديگرش آن بود كه سپاه ايلخان در تيراندازى از مصريان چابك‌تر بودند و پياده بهتر مىتوانستند تير و كمان به كار برند . [ 377 ] سپاه ايلخان به يك منزلى لشكر مصر رسيد . همانجا اردو زدند و روز ديگر چهارشنبه بيست و هشتم ربيع الاول سال 699 هنگام طلوع صبح سلاح بر تن راست كردند و در حركت آمدند . چون كنار آب باريك كه مغول آن را « نارين سو » گويند رسيدند پادشاه فرمود امروز چهارشنبه است و جنگ كردن مصلحت نباشد . يك روز ديگر استراحت كنيم . سپاهيان برخى سلاح از تن بگشادند و برخى به كارهاى ديگر مشغول شدند ، ناگاه طلايه‌داران برسيدند و گفتند اينك سلطان مصر با لشكر مىرسد . علت اين مبادرت آن بود كه چون مصريان سلطان ياساول را ديدند كه از جانب چپ بيرون شد جسارتى يافتند و از آن مكان كه آن را به فال نيك مىگرفتند خارج شدند . اما جناح چپ و راست لشكر غازان كه در فرمان ملاى و قورمشى بود هنوز نپيوسته بودند . ايلخان با لشكر قلب ، آمادهء مقاتلت شد . كسانى كه در آن سرزمين بودند حكايت كردند كه عرض سپاه چهار فرسنگ بود و طول آن پديد نبود . چهل هزار سوار مصرى اسب‌تازان خود را بر لشكر قلب كه نه هزار نفر بود زدند و از طرفين جنگى سخت آغاز شد . [ 378 ] پادشاه در قلب سپاه ايستاده بود . چون نزديك شد كه لشكر ايلخان متزلزل شود ، ايلخان فرمان داد و هزارهء نمان و طغرلجه و برطاس از اسبان فرود آمدند و به يك بار تيرها بگشادند اسبان دشمن يك‌يك درمىغلطيد . در اين گيرودار از هزارهء قتلغ شاه نوئين فرياد كوس برآمد مصريان بدان طرف رفتند . قتلغشاه فرمود تا سپاه پياده شوند و بىدرنگ فرمود تا سوار شوند . در اين حال كه برخى پياده و برخى سوار و برخى بين الحالتين بودند مصريان حمله آوردند و ايشان از مقام خود متزلزل شدند اما تيراندازان كار دشمن را تمام كردند چنان كه روى بهزيمت نهادند . ملاى و قورمشى هم از چپ و راست رسيدند و به تعقيب دشمن پرداختند و تا در حمص و رودخانهء آب عاصى مصريان