عبد المحمد آيتى

197

تحرير تاريخ وصاف ( فارسى )

نام نهادند . در عهد پادشاهى كتبوقا يعنى در سال 695 آب نيل نقصان يافت و قحطى در همه جا پديد آمد چنان كه در مصر صد و بيست هزار از گرسنگى مردند . [ 356 ] زيرا زراعت مصر بجاى باران از آب نيل است و دهقانان بعد از جزر و مد تخم مىپاشند . گاه باشد كه آب بالا كشد و گاه باشد كه نكشد . بناچار در آنجا احتمال قحط و غلا زياد است - كتبوقا دو سال سلطنت كرد . از آن پس سلطنت را به لاچين واگذاشت و خود به دمشق رفت و از آنجا به قلعهء صلخد ( - صرخد ) از بلاد حوران پناهنده شد و تا آخر عمر آن ناحيت در تصرف او ماند . لاچين چون از امور فراغت جست قصد تصرف سيس كرد . از دو طرف جنگى سخت بوقوع پيوست در اين جنگ مقدار نيمه‌اى از آن سوى نهر با قلعه‌هاى هفتگانهء تل حمدون ، سروندكا ( يا سرفندكار ) ، حمص ، مرعش ، شغلان ( ؟ ) تفيرو ( ؟ ) و اناور ( ؟ ) را مسخر گردانيد . چون غازان خان به ديار شامات لشكر كشيد و ناصر الدين محمد بن سيف الدين قلاون الفى از او شكست يافت تاكور پادشاه ارمن ، فرصتى جست تا تمام قلعه‌ها را جز قلعهء شغلان از نو تصرف كند . آن سال به آخر نيامده بود كه باز بزرگان همداستان شدند و لاچين را از ميان برداشتند و باز با ملك ناصر در سال 697 بيعت كردند . همهء اين احوال و دگرگونىها در مدت چهار سال واقع شد . شرح قران نحسين در برج سرطان و تتابع آفات آن در تاريخ روز سه‌شنبيه هيجدهم ماه رجب سال 698 از روى حساب نجومى مقارنهء مريخ و زحل بود و اين قران را آثار نحس فراوان است . در آغاز اين سال باران نباريد و آب جيحون و دجله و فرات [ 359 ] و نيل نقصان يافت و خلق در سختى افتادند . مخصوصا در فارس حاصلى نروئيد و مردم بسيار از گرسنگى مردند چنان كه مدت چهل روز هيچ‌كس رنگ نان نديد . چون بهار فرا رسيد از پى آن قحط ، وبائى عظيم بظهور پيوست و بر آن سرخچه هم مزيد شد و اطباء از معالجه عاجز شدند . در شيراز و حوالى آن زياده از پنجاه هزار كس بدين دو علت درگذشتند . [ 360 ] در بحبوحه اين حال خبر وفات مولانا علامة العلماء العالم فخر الملة و الدين احمد بن ابى غسان به شيراز رسيد [ 361 ] و در روز پنجشنبه بيست و دوم ذيقعدهء سال 698 پدرم كه