عبد المحمد آيتى

167

تحرير تاريخ وصاف ( فارسى )

به هر كه مقنعه‌اى بخشم از سرم « 1 » گويد * چه جاى مقنعه تاج هزار دينارى است طناب چنبر زن گشته باد مقنعه‌اى * كه تار آن نه ز مستورى و نكوكارى است حسن شهم ز نژاد شهان الغ تركان « 2 » * ز ما برند اگر در جهان جهاندارى است سيورغتمش از كينهء خواهر مىسوخت و از عاقبت كار خود بيمناك بود . پادشاه خاتون در بند كردن او مبالغتى نمىفرمود . از اين‌رو با سقائى كه [ 293 ] آب به قلعه مىبرد بساخت و بند خود بسود و بگريخت و عازم حضرت ايلخان شد . پادشاه خاتون رسول فرستاد و خواست كه او را مؤاخذت كرده باز پس‌فرستند . كيخاتو « 3 » فرمان داد تا او را با آنكه پناهنده شده بود روانه گردانيدند . پادشاه خاتون بعد از بازخواست به ظاهر ، عفوش كرد و وعده داد كه بار ديگر پادشاهى به دو دهد ولى شبى چند تن از خادمان خاص را بفرستاد تا او را كشتند . اين واقعه در رمضان سال 693 اتفاق افتد . چون سيورغتمش را كشتند شهزاده كوردوچين مراسم عزا برپا كرد و در نهان خاتونان و اميران را از آن حالت آگاه نمود . در آن اوان بخاطر قتل كيخاتو خان جهان پرآشوب شده بود . هرطرف صاحب استبدادى ظاهر گشته ، به ميل خود كار مىكرد و به قصد انتقام اقدامى مىنمود . دليل بر اين حالت حكايت محمد ايداجى است : اين محمد از ابتداء جلوس كيخاتو خان به حكومت اصفهان موسوم بود ولى پيوسته نسبت به شاهزاده غازان « 4 » اظهار بندگى مىكرد . كيخاتو مىدانست و چشم مىپوشيد . در اواخر عهد او حكم شد تا خمارى او را گرفته به درگاه برد . چون به كاشان رسيدند آوازهء قتل كيخاتو و آشوب اختلاف ميان اميران فاش گشته بود ياران محمد ، خمارى را به همان بند كه محمد را بسته بودند بسته و به اصفهان بازگردانيدند [ 294 ] و سر او از تن جدا كردند .

--> ( 1 ) - چ : به هر كه مقنعه بخشم سزد كه او گويد ( 2 ) - در مجمع الانساب شبانكاره‌اى ص 202 : نژاد قرالغ سلطان . ( 3 ) - كيخاتو خان بن آباقا خان بن هلاكو خان بن تولى بن چنگيز . ( 4 ) - غازان خان بن ارغون خان بن اباقا خان بن هلاكو خان .