عبد المحمد آيتى
155
تحرير تاريخ وصاف ( فارسى )
و ششصد و پنجاه هزار دينار ) در اين راه صرف مىشود و هنوز شهزادگان و خاتونان بازخواست مىفرمايند كه چرا افزونتر نمىشود . سالى كه به حسابها رسيدگى كردند مجموع درآمد ساليانهء خزانه يك هزار و هشتصد تومان ( هيجده هزار هزار دينار ) شد از اين مبلغ هفتصد تومان ( هفت هزار هزار دينار ) براى مصالح مملكت و مقررى ديوانيان اختصاص داده شد و مابقى كفايت مهمات ملك و بخششهاى پادشاه را نمىكرد . صاحبديوان برخى از مخارج شيراز و بغداد را كاست ولى از اين كار هم فايدهاى حاصل نشد . پس عز الدين مظفر بن محمد بن عميد كه مردى زشتصورت و بدسيرت بود و مدتى در اردو ملازمت صاحبديوان را داشت و اكنون وزير و مشير او شده است [ 272 ] تقرير كرد كه : اكنون خزانه خالى است و نياز به مال جهت پرداخت حوالهها و ساير مخارج بسيار است و وام كردن هم بعد از اين دشوار شود و اگر بناگاه لازم شود كه سپاهى آماده كنيم از عهده برنيائيم از سوى ديگر بيش از اين نمىتوان از رعايا خراج گرفت چه سبب تنفر خاطر آنان و تخريب بلاد مىشود بهتر آن است كه مانند ممالك قاآن بجاى زروسيم ، « چاو » را معمول سازيم تا ابواب معاملات مفتوح شود و مال به خزانه بازگردد . صاحبديوان صدر جهان بدين مقامات فريفته شد و به اتفاق پولادجنگسانگ « 1 » سفير چين اين پيشنهاد را به عرض ايلخان رسانيد . ايلخان نيز حكم داد كه در تمام ممالك به زروسيم معامله نكنند و پارچههاى زربفت جز آنچه مخصوص پادشاه و خواص امراست نبافند و از ساختن ظروف زروسيم اجتناب كنند و بطور كلى هر حرفهاى كه موجب از بين رفتن زروسيم است تعطيل گردد . خلاصه به ترغيب و اغواء آن نسناس صفت ناسپاس به اطراف ممالك عراق عرب و عجم و ديار بكر و ربيعه و موصل و ميّافارقين و آذربايجان و خراسان و كرمان و شيراز اميرى بزرگ فرستاده شد تا در هر ملكى « چاوخانه » بنياد كردند و براى آن متصرفان و دبيران و خازنان و ساير كارگزاران تعيين كردند و در هر جا مبالغى مال صرف ساختن چاو شد . چاو كاغذى بود مربع مستطيل كه پيرامون آن را چند كلمه به خط ختائى و بر بالاى آن از دو طرف لا اللّه الا اللّه ، محمد رسول اللّه و فروتر آن ايرنجين تورجى لقب مغولى كيخاتو خان نوشته شده بود و در وسط ، دايرهاى بود كه در آن از نيم درهم تا ده دينار رقم
--> ( 1 ) - در نسخهء اساس نام سفير ذكر نشده است : متن مطابق نسخهء چاپى است .