عبد المحمد آيتى

104

تحرير تاريخ وصاف ( فارسى )

جنگى دشوار بود در اين‌حال سيف الدين ابا نصر على بن كيقباد صاحب هر موج از خشم اتابك آگاه شد به او پيام فرستاد كه پادشاه كيش در غفلت بسر مىبرد و كشورش را سپاه مرتب و منظّمى نيست . اگر اتابك به من پشت‌گرمى دهد من دفع آنان كنم . به شرط آنكه امر فرمايد امراء گرمسيرات به استمداد كيش توجهى نكنند و مرد نفرستند و پس از تصرف كيش چهار دانك به فارس تعلق گيرد و بقيه در مقابل اين خدمت به من و چون براى محافظت آن ديار به حاكمى نياز است حكومت كيش به من ارزانى فرمايد . اتابك از اين پيام شاد شد و سيف الدين ابا نصر را خلعت داد و استمالت كرد . آن‌گاه نامه‌ها به اطراف سواحل فرستاد و تهديد و تأكيد كرد كه چون از كيش پيادگان را به اجرت طلبند ممانعت كنند . سيف الدين ابا نصر بر حسب معاهده كشتىها بر آب افكند و ناگهان بر سواحل كيش حمله آورد ، [ 177 ] و روز سه‌شنبه دوازدهم جمادى الآخر سال 626 ملك سلطان را به قتل آورد و دولت بنى قصير را منقرض نمود . سيف الدين ابا نصر به عهد خود وفا نكرد و همهء سرزمين كيش را از آن خود دانست و از تفويض چهاردانك سرباز زد ، اتابك ابو بكر قصد سركوبى او نمود . نخست فرضه‌هاء سواحل را از تصرف او بدر برد و پس از يكسال كه به تهيّهء سفائن مىپرداخت قضا را گروهى از ناخدايان كيش كه در عهد ملك سلطان به هندوستان رفته بودند چون بازگشتند و دولت ملك سلطان منقرض يافتند نزد سيف الدين ابا نصر رفتند و حال خود و متاع خود بازنمودند . ابا نصر فرمود تا چنان‌كه در عهد ملك معهود بوده است عمل كنند . ايشان متاعى را كه لايق مدينة الاسلام بود بدان طرف روان كردند و تمامت را به مراد دل بفروختند و كالا بخريدند . هنگام مراجعت رأيشان بر آن قرار گرفت كه آن كشتيها را وسيلهء تقرب به اتابك ابو بكر سازند و به دو تقديم كنند . پس كشتيها در خورشيف به ساحل بگذاشتند و آنچه لايق بود برداشته و به دار الملك شتافتند [ 178 ] اتابك از اين واقعه شاد شد و با كشتيهائى كه خود مهيا كرده بود و آن كشتيها كه آن ناخدايان واگذار كرده بودند سپاهى از كرد و لر و شول به سردارى صلاح الدين محمود لر روانهء كيش ساخت . سيف الدين در اين نبرد كشته شد و در روز سه‌شنبهء چهارم محرم سال 628 جزيره به تصرف اتابك درآمد . اين فتح بر شوكت و جاه اتابك بيفزود و كيش را دولتخانه نام نهاد . آنگاه گروهى از اعيان ملك را با لشكرى از رجال تركمانان و لر و كرد و سواحل‌نشينان براى استقرار نظم بدانجا گسيل داشت .