عبد المحمد آيتى
100
تحرير تاريخ وصاف ( فارسى )
مىخواهند و در خزانه هيچ نيست شاهزاده فرمود تا مطربان چند ساز را با هم همنوا ساختند و ساقيان رطلهاى شراب به مجلس آوردند و بادهپرستان مجلس را هرچه بيشتر گرم كردند طلبكاران كه چنان ديدند از در سراى دور شدند چون از پراكنده شدن آنان آگاه شد بر اسب نشست و به مجلس اتابك آمد . اتابك در بزم نشسته بود . به شاهزاده سلغور اشارت كرد كه بداهة بيتى بگويد [ 169 ] تا مطربان به چنگ بنوازند . او نيز ايندو بيتى بگفت : گر من چو تو بخت همنشين داشتمى * با بخل هميشه سر بكين داشتمى زينسان كه توئى و تو مرا مىدارى * گر من بدمى ترا چنين داشتمى ؟ رباعى بگفت و اشك از ديدگان بيفشاند و برخاست . اتابك گفت سلغور آيت شكايت مىخواند . حاضران از ميزان قروض و شدت طلبكاران او را خبر دادند . اتابك فرمود تا برفور كيسهاى زر و ده تخته جامه و دو سر اسب براى او فرستادند و نويد داد كه قروض او را از خزانه خواهد پرداخت و اقطاع او بر قاعدهء مقرر ، كرده آيد ولى هنوز به عرض نارسيده همه را تفرقه كرد . و اتابك پس از چندى بجاى برآوردن آن وعده او را زهر داد . * * * از فتوحات اتابك فتح جزيرهء قيس و بحرين و قطيف بود . ذكر آن فتوح چون به مقدمه نياز دارد مقدمهاى مىآوريم هرچند برخى از روايات مبالغهآميز است اما چون مشاهير ثقاة در كتب فراوان ديده يا از معتبران شنيدهاند آن را در اينجا ذكر مىكنيم . تو حق را بگير و باطل را واگذار . اباطيل معتقدات ايغور و پندارهاى محال ايشان كه در جهانگشاى ذكر شده بنا بر اين معنى بوده است . شرح استفتاح جزاير فارس جزيرهء قيس ( - كيش ) امروز يكى از جزاير بزرگ فارس است [ 170 ] بازرگانان از هند و سند و چين و تركستان و مصر و شام و قيروان به آنجا وارد مىشوند و كالاهاى خود را عرضه مىدارند . اين جزيره در روزگاران پيش قطعه زمينى باير و بىسكنه بود و هيچ بنائى در آن