أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )
10
تجارب الأمم ( فارسى )
راضى را خشمگين كرده بود و پس از رايزنى بر آن شد كه همراه بجكم به سوى موصل رود . سال سيصد و بيست و هفتم آغاز شد . روز سهشنبه سوم محرم هر دو از بغداد بيرون شدند ، راضى در تكريت ماند و بجكم تا موصل در كرانهء خاورى دجله بالا رفت . زورقهاى ناصر الدوله كه آرد گندم و جو و چارپايانى را ، پيشكش براى راضى آورده بودند ، به پيشواز او آمدند . بجكم همه را در ميان ياران خود ، پخش كرد و در زورقهاى خالى شده سوار شد و به كرانهء باخترى بالا رفت تا در « كحيل » به ناصر الدوله رسيد و پس از جنگى ياران بجكم گريختند [ 1 ] ، سپس بجكم از نو يورش آورد و ناصر الدوله بگريخت و بجكم او را دنبال كرد و در موصل پياده نشد تا به نصيبين رسيد ، ابن حمدان همچنان تا « آمد » مىگريخت . بجكم در نصيبين مانده ، فتحنامه براى راضى فرستاد ، راضى پس از دريافت فتحنامه از تكريت به راه آب به سوى موصل آمد . پيش از آنكه گزارش گشودن موصل ، به دست بجكم ، براى راضى ، به تكريت برسد ، جيرهء قرمطيانى كه با راضى به تكريت آمده بودند كم آمده ، و ايشان خشمگينانه ، به بغداد بازگشته بودند ، و چون به بغداد رسيدند ، ابن رايق از پنهانگاه بيرون آمد و قرمطيان به گرد او فرا آمدند . برخى گويند بازگشت قرمطيان از تكريت نيز پس از نامهنويسى * ابن رايق و خواندن ايشان بود . و چون گزارش آن از بغداد با كبوتر به تكريت رسيد ، راضى بيمناك شد مبادا ابن رايق با قرمطيان يورش آورند و او را دستگير كنند ، پس از آب گذشته سوار چار [ 2 ] پا به موصل رفت [ 3 ]
--> [ ( 1 - ) ] صاحب تكمله مىافزايد : و ابو حامد طالقانى اسير شد . M : در خ 6 : 13 ابو احمد ديده مىشود . [ ( 2 - ) ] M : متن : « فخرج من الماء مبادرا و ركب الظهر . . . » در صورتى كه شش سطر بالاتر گفته است : و كان مسيره فى الماء . . . [ ( 3 - ) ] نيز صاحب تكمله مىافزايد : راضى داستان را براى بجكم نوشت و او جانشينى