أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )

49

تجارب الأمم ( فارسى )

منتظر آمدن بارس غلام فرمانرواى خراسان بود كه نامه‌اش رسيده بود و مىانديشيد كه از او عليه « غلامان معتضدى [ 1 ] » سود برد ، ولى آمدن بارس مدتها پس افتاد ، تا ميان ابن عمرويه فرمانده پليس بغداد و ميان ابو عبد اللّه محمد پسر معتمد [ نامزد نوين خلافت ] كشاكش رخ داد . روزى در مجلس وزير عباس بن حسن ميان آن دو گفتگو در گرفت و ابن عمرويه بر او پرخاش [ 2 ] نمود ، زيرا از نامزدى او [ براى خلافت ] آگاه نبود . ابو عبد اللّه [ محمد پسر معتمد ] نيز به پاس پايگاه او [ فرماندهى پليس ] نتوانست از خود دفاع شايسته نمايد . و از فرو خوردن خشم بيهوش و سپس فلج شد . [ 3 ] عباس او را با يك عمارى به خانهء خويشتن فرستاد و پس از اندكى در گذشت . عباس در انديشه شد كه ابو الحسين از فرزندان متوكل على اللّه [ خليفه م 247 ه ] را به جاى وى بنشاند ، كه او نيز در گذشت و كار مقتدر پا بر جا شد . سال دويست و نود و شش در آمد و فتنهء عبد الله بن معتز در آن رخ داد . گزارش آن : گفتگوهائى پنهانى ميان محمد بن داود بن جراح با حسين بن حمدان [ حمدانى ] براى براندازى مقتدر باللّه * و رسانيدن عبد اللّه بن معتز به خلافت روى داد ، پس گروهى از سرداران ، دبيران ، دادرسان نيز با آنان همدست شده يك روز كه عباس بن حسن [ وزير ] سواره به سوى باغ خود « بستان الورد » مىرفت حسين بن حمدان راه بر او

--> [ ( 1 - ) ] M . متن : على غلمان المعتضد . اينان به سردارى فاتك معتضدى خ 5 : 61 و 80 از مقتدر پسر معتضد حمايت مىكردند . [ ( 2 - ) ] . ن . ك : « البيان و التبيين » جاحظ 2 : 36 . [ ( 3 - ) ] M : متن چاپ عربى : « و فلج فى المجلس » است . آمد روز ويراستار ، در پانوشت گويد : متن اصلى دستنويس : « و مفلح فى المجلس » بود . مفلح خادم نيز چنان كه در سالهاى 311 و 315 ه ياد خواهد شد از ملازمان آن مجلس بوده است ، ليكن چون در « صلهء عريب » گويد : « محمد بن معتمد به دنبال كشاكشى كه در مجلس عباس وزير در ماه رمضان ميان او و ابن عمرويه رخ داد ، دچار فلج شد . » من [ آمد روز ] « مفلح » را به « فلج » تبديل نمودم .