أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )
30
تجارب الأمم ( فارسى )
* گزارش يورش بر قرمطى و پيروزى به روى : چون سپاه به دوازده ميلى « حما » رسيد با دستههاى قرمطيان برخورد كرد . قرمطى ياران خود را پيش فرستاده بود ، تا خود با گروهى ، از كالاها و دارائى ، كه چپاول كرده بود ، نگهبانى كند . او بار و بنهء خود را در پشت سر نهاده بود . پس جنگ سخت ميان دو سپاه در گرفت و قرمطيان شكست خوردند و گروهى بسيار كشته و گروهى اسير شدند و ديگران در بيابانها بپراكندند و سلطان ايشان را دنبال كرد . گويند : چون قرمطى پراكندگى ياران خود بديد دارائى خود را به برادرى كه به نام ابو الفضل [ 1 ] داشت سپرد تا به بيابانها ببرد تا جائى امن بيابد و در آنجا آشكار شود ، تا قرمطى به سوى او رود . خود او و پسرش « مدّثر » و پردهدارش « مطوّق » با يك غلام رومى سوار شدند و با يك راهنما به سوى كوفه رهسپار بيابان گشتند تا به جائى به نام « داليه » از بخشهاى فرات رسيدند ، چون همهء توشهء آنان به ته رسيده بود يكى از همراهانش به « داليه » رفت تا نيازمنديهاى ايشان را خريدارى كند . چون به « داليهء ابن طوق » درآمد ، پوشاك ناآشنايش او را مورد شك نهاد ، چون از وى پرسيدند مچ مچ نمود ، پس كدخدا به ابو جيزه مسئول اسلحه خانه كه نمايندهء كشمرد ، كارگزار * مكتفى در رحبه و راه فرات بود گزارش داد . او با گروهى سوار آمده از مرد پرسيدن گرفت ، مرد گفت : « نشاندار » در پشت يك تپه با دو تن در انتظارند . او برفته ، ايشان را دستگير كرده ، به نزد فرماندارش فرستاد . ابن كشمرد ايشان را به رقه نزد مكتفى فرستاد . سپاهيان نيز پس از كشتار و اسير كردن بيشتر ياران قرمطى و پيروانش بازگشتند و و محمد بن سليمان ، فتحنامه نوشت . فرمانده پيروزمند اين جنگها حسين بن حمدان بود ، و محمد بن سليمان در فتحنامه از وى و ياران او ستايش نمود . نشاندار [ حسين بن زكرويه ] را انگشتنما سوار بر شتر ، دراعهء ديبا بر تن ، برنس حرير بر سر ، به « رقه » در آوردند . « مدثر » و « مطوق » نيز پيشاپيش او سوار بر دو شتر براى نمايش گردانيده شدند .
--> [ ( 1 - ) ] M : در خ 6 : 96 پانوشت به نقل از تاريخ اسلام نيز با ابو الفضل بن زكريا مجوسى عجمى روبرو هستيم .