أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )

21

تجارب الأمم ( فارسى )

طاهر بن محمد بن عمرو بن ليث كه بر فارس چيره بود ، فرستاده بودند . پس قاسم توانست با مكتفى كه در « رقه » بود و از روزگار پدرش با بدر دشمن بود بيعت كند . هنگامى كه مكتفى به بغداد آمد ، بدر هنوز در فارس بود و قاسم از آنكه اگر بدر از فارس باز گردد مكتفى را از انديشه و رفتار قاسم آگاه خواهد ساخت ، بر جان خود بترسيد و براى نابودى او كوشيد و مكتفى گروهى از سرداران را با نامه‌هائى پنهانى به فارس براى سرداران همراه بدر فرستاده دستور داد ، او را رها كرده به پايتخت بيايند * و نامه‌ها به ايشان برسيد . سپس « ياسر » خدمتگزار موفّق را با ده ميليون درم فرستاد ، تا در ميان ياران پخش كند و براى مكتفى بيعت گيرد ، چون ياسر پول را به اهواز رسانيد ، « بدر » كس فرستاد و پول را از او بگرفت و ياسر به بغداد بازگشت . چون نامه‌هاى مكتفى به سرداران رسيد گروهى از آنان بدر را رها كرده به پايتخت باز آمدند و به پيشگاه مكتفى بار يافتند و او به هشتاد و اند تن از آنان خلعت داد و به چند تن از سران ايشان هر يك صد هزار [ 1 ] و به گروهى كمتر از آن جايزه و به برخى از آنان تنها خلعت داد . « بدر » به سوى واسط رهسپار شد . چون خبر به مكتفى رسيد دستور داد خانهء « بدر » را به نگهبانى سپردند . گروهى از ياران و سرداران وى مانند نحرير بزرگ ، غريب جيلى و جز ايشان دستگير و زندانى شدند . او دستور داد نام بدر از پرچم‌ها و سپرها كه زير نظر ابو نجم مولاى معتضد بود زدوده شود . مكتفى سرداران را خواسته گفت : من كسى را به فرماندهى شما نمىگمارم ، شما براى نيازمنديهايتان وزير را ببينيد ! من به او دستور داده‌ام به كار شما رسيدگى كند . « بدر » نامه‌اى به مكتفى نوشت و به دست « رنداق » با چند جمازه بفرستاد ، و همين كه رسيد مكتفى او را دستگير كرد و به نگهبانى سپرد و سپاهى به سوى واسط فرستاد تا مواظب او باشند . هنگامى كه « بدر » از فارس بيرون آمد مكتفى * نامه‌اى به او نوشت كه

--> [ ( 1 - ) ] M : در متن از شمرده شده ياد نشده است و بايد « درم » باشد .