أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )

514

تجارب الأمم ( فارسى )

نسبت خود را به او كه بر روى نامه‌ها « بجكم رايقى » مىنوشت از نام خود بينداخت ، نشانه‌هاى او را بزدود . ابن رايق نيز آمادهء رودررويى و جنگ با او مىشد . نخست مىخواست در دار السلطان به سنگر نشيند سپس بر آن شد كه تا « ديالى » پيشواز رود . پس يك شكستگى در نهروان پديد آورد ، تا آب آنجا بالا بيايد ، و بىپل نتوان از آن گذشت ، پل آن را بريد ، تا چون خندقى سپر او باشد . ابن رايق از راضى خواست كه كه نامه‌اى به بجكم نويسد و دستور بازگشت به « واسط » دهد . ابن رايق اين نامه را با ابن سرخاب كه يك نايب پرده‌دار است بفرستاد ، بجكم نامه را خواند و ناديده انگاشت و به سوى بغداد آمد . و چون سپاهش به نهر ديالى رسيده ، برخى يارانش با شنا از آب گذشتند . ابن رايق گريخت و به « عكبرا » رفت و يارانش پراكنده شدند ، ابو عبد الله احمد بن على كوفى و ابو بكر بن مقاتل پنهان شدند . بجكم روز دوشنبه دوازدهم ذى قعده به بغداد رسيده به خدمت راضى رفته راضى او را گرامى داشت و خلعت داد . او خلعت را پوشيده به اردوگاه خود در ديالى رفت . روز دوشنبه و سه‌شنبه و چهارشنبه در آنجا بماند و يك جوخه به پيگرد ابن رايق فرستاد و دستورى از سوى راضى براى سردار آن سپاه كه با او رفته بود نوشت كه او را رها كند و به پايتخت باز گردد . سپاه از دور ابن رايق پراكنده شد ، خود او نيز مخفيانه به بغداد آمده پنهان شد . روز پنجشنبه نيمهء ذى قعده راضى دومين خلعت را به بجكم پوشانيد كه با آن به جايگاهش خانهء مونس در « سوق الثلاثا » رفت كه پيشتر ابن رايق در آن مىزيست . روز پنجشنبه هشت روز مانده از ذى قعده ، راضى سومين خلعت را به بجكم داد و درفشى نيز براى او بگشوده ، لقب « امير الامرا » به دو داد . مدت امير الامرائى ابن رايق يك سال و ده ماه و كسرى بود . روز آدينه هفت روز مانده از ذى قعده راضى به بجكم خلعت نديمى و كنيت داد ، همراه خلعت ، شربت و عطر و پيشكش نيز بفرستاد ، پس رهبرى كشور به دست او استوار شد .