أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )

502

تجارب الأمم ( فارسى )

اهواز روند و آن را بگشايند جيرهء ايشان ساليانه يك ميليون و سيصد هزار دينار خواهد بود كه از ماليات اهواز خواهند گرفت . ابو جعفر محمد بن يحيا بن شيرزاد نيز براى آشتى دادن ميان ابن رايق و بريديان به ميانجيگرى پرداخت و به انجام رسانيد . پس ابن رايق دستنوشت راضى بالله را به خرسندى از بريديان بگرفت * و براى ايشان خلعت بريد ، بدين شرط كه در بصره به نام ابن رايق خطبه خوانند و براى گشودن اهواز كوشش كنند . ايشان تعهد كردند كه سى هزار دينار بفرستند ، پس ديه‌هاى ايشان آزاد شد و نامهء راضى بدان مضمون پخش شد . در اين هنگام گزارش رسيد كه سپاه بريديان به سوى واسط آمده است ، پس بجكم به جلوگيرى ايشان در آمد و در بخش « در مكان » ايشان را شكست داد . ابن رايق در خانهء خود به بغداد ، براى شاد باش بنشست . بجكم مدتى در همانجا و مدتى پس از آن در « مدار » بماند و سپس به « واسط » آمد . بجكم كه هواى پايتخت را در سر مىپرورد [ 1 ] ، در انديشهء براندازى بريديان يا جدا كردن ايشان از ابن رايق بود . روز پس از شكست بريدى ، على بن يعقوب دبير ترجمان را ( كه عهده‌دار عرض بر بجكم بود ) [ 2 ] به نزد او فرستاده از پيش آمد پوزش خواسته گفت : تو بودى كه به داد و ستد پيام با ابن رايق آغاز كردى و به كشاكش با من برخاستى و اين بار دوم تو است . تو بودى كه ديلميان را به اهواز كشانيدى و پس از آن به نامه‌نگارى با ابن رايق پرداختى و به او نويد دادى كه اگر بر من يورش آورد ، به او كمك كنى ، اكنون من تو را بخشودم و به تو مىگويم : هر گاه پايتخت را بگيرم استان واسط را

--> [ ( 1 - ) ] نگارندهء تكمله گويد : بجكم از اين آشتى ميان ابن رايق و بريدى بترسيد . يحيا بن سعيد سوسى به بجكم پيشنهاد كرد كه بر بريدى بتازد و بريدى نيز ابو جعفر جمال را فرستاد و در « شابرزان » جنگ شد و جمال بگريخت ، پس بجكم كسى را براى پوزش خواستن به نزد بريدى فرستاده گفت . . . [ ( 2 - ) ] M . متن : « المتولى كان للعرض عليه . . . » كه گويا درست چنين بوده است : « و كان المتولى للعرض عليه . . . »