أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )

500

تجارب الأمم ( فارسى )

و بر « حميديه » و « مسكول » چيره شده بود ، او يك كارگزار را كه در آنجا بود به دست عربها و پياده‌هائى كه گمارده بود ، بكشت . روند كار براى احمد بن بويه ، بسيار تاريك شد ، همهء يارانش نگران يا پراكنده شده به فارس برگشتند ، اسپهدوست و موسا پياده [ 1 ] به داد او رسيده ، سپاه او را نوسازى كرده ، به ايشان نويد دادند كه پس از يك ماه ايشان را خرسند نمايند . احمد بن بويه داستان را براى برادرش نوشت و او يكى از سرداران خود را كه ساربان شتران او ، و جوانمردى گرانمايه و مورد اعتماد بود و « بل [ 2 ] » نام داشت با سيصد مرد ديلمى با پانصد هزار درم بفرستاد ، كور دبير [ 3 ] نيز با ايشان بيامد ، زيرا كه ابو حسين وى را كه در كرمان دبيرى او داشت خواسته بود . * همين كه كور دبير بيامد امير او را به دبيرى برگزيد و خلعت پوشانيد زيرا با آنكه ابو على عارض [ دبير پيشين امير ] در « بنات آذر » دستگير بريدى بود ، او را همكار و كمك بريدى در همهء كارهاى پيشين و تازه‌اش مىشمرد ، امير [ احمد بن بويه ] از عارض ناخرسند بود و برادرش امير على بن بويه هنگامى كه عارض را وزير ماكان ديلمى ديده و پسنديده ، به احمد بن بويه پيوند داده بود . بجكم بندهء عارض بود ، كه ماكان خواستار او شد و عارض بجكم را به ماكان [ 4 ] بخشيده بود . رأى بر آن شد كه « بل » با پانصد مرد به شوش فرستاده شود و ابو جعفر صيمرى براى كارگزارى آن شهر با ايشان برود ، موسا پياده نيز با سيصد مرد به « بناتاذر » فرستاده شود . چون « بالبا » از آمدن « بل » آگاه شد بگريخت . بريدى نيز به بصره رفت . موسا پياده تا « حصن مهدى » كه از بخشهاى بصره بود پيش رفت و آن را بگرفت و

--> [ ( 1 - ) ] M . متن : موسى فياذه . . . [ ( 2 - ) ] M : اين واژه در خ 6 : 175 : بلط و در خ 6 : 197 و 214 و 220 : بلكا ديده مىشود . [ ( 3 - ) ] M . متن : كوردفير . . . كه در كرمان وزير او بود ( خ 5 : 535 ) . [ ( 4 - ) ] M : ن . ك : خ 6 : 35