أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )
486
تجارب الأمم ( فارسى )
مىساختند و چنين نمىشد . چون فرستاده ، پاسخ بريدى را آورد ، ابن رايق بدر خرشنى را خواسته گرامى داشت ، خلعتهاى سلطانى پوشانيده دستور سوارى داد . پس بر آن شدند كه لشكرى به اهواز و بصره بفرستند ، و پس از گفتگوئى كه بجكم با ابن مقاتل انجام داد و من آن را ياد خواهم نمود [ 1 ] ، قرار شد بجكم را به فرماندهى اهواز بگمارند . پس ابن رايق بر او خلعت پوشانيد و همراه بدر خرشنى به اهواز گسيل داشت . او ابن ابو عدنان راسبى [ 2 ] را براى راهنمائى و كمك ، و پردهدار خود فاتك و عبد العزيز رايقى و احمد بن نصر قشورى [ 3 ] و برغوث را همراه ايشان بفرستاد و دستور داد تا * در « جامده » بماند تا سپاه بريدى را از دو سو در ميان گيرند [ 4 ] . بجكم به انتظار بدر خرشنى ننشسته پيش از وى به راه افتاد و به شوش آمد . بريدى نيز غلام خود محمد معروف به ابو جعفر جمال را با ده هزار مرد و جنگ افزار و ابزار بسنده بفرستاد ، جنگ بيرون شهر شوش رخ داد ، بجكم با دويست و نود غلام ترك كه همراه داشت بر بريديان پيروز شد ، در حالى كه بدر [ خرشنى ] تازه به « طيب » رسيده بود . بجكم مىگفت : من از آن رو پيشدستى نموده ، اين همه رنج را بر خود هموار كردم و خود با اين گروه اندك در برابر آن گروه بزرگ ايستادم تا در پيروزى شريك و مددكار نداشته باشم . ابو جعفر جمال [ شكست خورده ] به سوى بريدى بازگشت . ابو عبد الله با تك خف به او زده گفت : با ده هزار تن همراهانت از پيش سيصد غلام گريختى ؟ او پاسخ داد : تو مىپندارى كه با ياقوت بيچاره و سپاه گريز پايش مىجنگى ؟ تو با [ 5 ] تبربجكم جز
--> [ ( 1 - ) ] ص 493 . [ ( 2 - ) ] براى گفتهء ياقوت دربارهء ابو عدنان ، ن . ك : معجم البلدان 2 : 617 در مادهء « دور الراسبى » . [ ( 3 - ) ] M : اين مرد پسر نصر پردهدار م 316 ( خ 5 : 340 ) نيمه گنوسيستى است كه مدتى با حلاج رابطه نيكو داشت ( خ 5 : 154 ) . [ ( 4 - ) ] M . متن : بين حلقتى البطان . . . [ ( 5 - ) ] M . متن : لت بجكم . . .