أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )

479

تجارب الأمم ( فارسى )

او عرضه شد و او رأى مىداد ، دستور رسيدگى مىنوشت و تا دو ميليون درم تخفيف در معامله‌ها را پذيرفت ، هنگامى مردم از او جدا شدند كه هر يك همچون شمشيرى براى او بودند . او غلام خود « اقبال » را كه پرده‌دارش نيز بود و با ابو جعفر جمال نوبت [ 1 ] داشت ، با دو هزار پياده فرستاده دستور داد در « حصن مهدى » بمانند ، تا براى اقبال دستور بنويسد كه سپاه را به بصره ببرد . چون اين گزارش به ابن يزداد رسيد سخت بر آشفت . نيز در اين سال محمد بن رايق ، ابو حسين بجكم را به فرماندهى پليس بغداد [ 2 ] گمارد . او ابو حسين [ 3 ] عمر بن محمد را نيز افزون بر كارش ، سمت « قاضى القضاة » بداد . او دستور داد غلامان « حجرى » كه در بغداد پنهان شده بودند [ 4 ] آشكار شده با جنگ افزار به پيشگاه آمدند و پس از سان ديدن ، پيرامون دو هزار تن از ميان آنان برگزيده ، نام نويسى كرده ، از نو مواجب ايشان را * آنگونه كه صلاح مىدانست برقرار كرد و نام ديگران را از دفتر بزدود ، او نوگماردگان را به سوى كوهستان گسيل داد . چون فرستادگان به راه خراسان رسيدند همگى يك پارچه ، بر آن شدند كه به نزد ابو عبد الله بريدى به اهواز شوند . او ايشان را پذيرفته بر جيرهء ايشان بيفزود و از آنچه به وسيلهء ابن رايق بر سر ايشان آمده بود ، شگفت‌زدگى نشان داده ، نويد نيكوى و دلدارى داد . از سوى ديگر بريدى براى سلطان و ابن رايق چنين وانمود كه توان ايستادگى برابر آنان را نداشته ، ناچار ايشان را پذيرفته است . او همين پيشامد را بهانه ساخته از پرداخت مالى كه قول داده بود بفرستد ، خوددارى نمود . او گفت : اينان

--> [ ( 1 - ) ] M . متن : « كانت له نوبة مع ابى جعفر الجمال . . . » جمال سردار سپاه بريدى است ( خ 5 : 527 ) [ ( 2 - ) ] نگارندهء تكمله مىافزايد : و او را در خانهء محمد بن خلف نيرمانى در كنار دجله جا داد . [ ( 3 - ) ] M . متن : حسين . . . كه واژهء « ابو » افتاده است ( - خ 5 : 319 ) . [ ( 4 - ) ] M : ن . ك : خ 5 : 542 .