أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )
477
تجارب الأمم ( فارسى )
تأييد كرد ، پس ابن رايق اجازت داد كه پيمان بسته شود . پس ابو يوسف [ بريدى ] ابو الحسن بن اسد را بر كار خراج بصره بگمارد . كارهاى جنگى نيز با محمد بن يزداد بود . پس مردم بصره دسته جمعى « به سوق اهواز » آمده ، والى شدن بريدى را به او شادباش گفتند ، و اين كار در يك گرد هم آيى بزرگ رخ داد . پيش از اين ابو حسين بن عبد السلام هاشمى ، مرد سرشناس بصره كه ابن رايق او را سبك كرده و به سبب بىمهرى از او دور شده بود ، به سوى ابو عبد الله بريدى و برادرش ابو يوسف رفته خود را به دامان ايشان انداخته بود . او پيشنهاد كرده بود ، سپاهيان خود را به بصره فرستند و آن را بگشايند ، زيرا تودهء مرد و جويبارنشينان [ 1 ] خواهان و پيرو آنان هستند . ابو عبد الله بريدى نيز به ساختن شذا ، زبزب ، طيار [ 2 ] بسيار آغاز كرده ، تا يكصد پارچه قايق استوار و قابل اطمينان فراهم كرد . پس چون نمايندگان مردم بصره * براى شاد باش به نزد او آمدند ، ايشان را گرامى داشت و گفت : ابو حسين بن عبد السلام از نيكخواهى من براى شما آگاهى دارد كه چگونه به ساختمان جنگ افزار آبى براى سپاه پرداختهام ، تا شهر شما را از گزند قرمطيان در امان بدارم . كارگزارى بصره براى من سود ندارد و نيازى بدان ندارم . نگرانى من از ستمهائى است كه ابن رايق و جانشين او محمد بن يزداد ، بر شما روا مىدارند . من ماهيانه چهار هزار دينار از دارائى خودم به جاى مالياتى كه به نام شرطه ، مآصير ، شوك [ 3 ] از شما گرفته مىشد نهادهام ، من برابر اين دستنوشت آنها را از دوش شما بر مىدارم .
--> [ ( 1 - ) ] M . متن : طاعة الخول و اهل الانهار . . . [ ( 2 - ) ] سه گونه قايق نهر پيماست - خ 5 : 59 . [ ( 3 - ) ] M : آمد روز در پانوشت خ 5 : 576 گويد : نگارندهء تكمله مىافزايد : ابن رايق نخستين كس بود كه « مآصير » را در بغداد بنياد نهاد . پيش از آن ، گرفتن چنين عوارض رسم نبود . دربارهء مآصر ابن رسته گويد : دو قايق در دو كرانهء دجله مىايستادند و آنها را با تنابى به هم مىبستند تا از آمد و شد قايقها بىاجازه و پرداخت ماليات جلو گيرند . ن . ك : خ 6 : 361 . 362 .