أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )
475
تجارب الأمم ( فارسى )
گفت : از سرفهء او [ 1 ] كاسته شده رو به بهبود است و دراج خورده است . ابن مقاتل گفت : سنان مردى خردمند است ، او نخواسته است خبرى ناگوار ، از دوست ، به تو برساند ، به ويژه كه مقام وزيرى دارد ، تو از داماد او كه * پسر برادرش و جانشين او در كارهايش نيز هست ، بپرس و سوگندش بده كه راست گويد ، گفت : خواهم كرد . ابن مقاتل رفت ، على بن احمد ، برادرزادهء حسين بن على [ نوبختى ] را بخواست و به او گفت : من راه دبيرى تو را ، براى امير ، هموار كردهام و به او گفتهام كه تو را بدين كار كه وزيرى دربار به شمار است ، بگمارد ، عموى تو رفتنى است ، اگر حالش را از تو پرسيد بگو : مردنى است ، تا من به او بگويم تو را خلعت بپوشاند تا كسى بدان آزمند نشود . على ابن احمد [ نوبختى ] فريب خورد و خود را از حال عمو بىخبر نهاد . پس چون فردا ، ابن رايق حال عمويش را از او پرسيد ، گريه كنان پاسخ داد : خدا به امير اجر دهاد ، بايد ابو عبد الله را جزو مردگان بشمريم و دستى سوگمندانه بر پيشانى خود زد . ابن رايق گفت ، لا حول و لا قوة الا بالله ! چقدر براى من گران است ! اگر مىشد با پرداخت خونبها جلو مرگ را گرفت من همهء دارائيم را براى او مىدادم ! پس ابن مقاتل را بخواست و گفت : تو درست گفتى ! ما از زندگى حسين بن على [ نوبختى ] نوميد شديم ، اكنون چه كنيم ؟ گفت : ابو عبد الله احمد بن على كوفى همپايه حسين بن على [ نوبختى ] است هر دو شاگرد اسحاق بن اسماعيل نوبختى [ 2 ] بودند . بيشترين اعتماد بر پاكى او هست . او اكنون از ويژگان ابو عبد الله بريدى است . اگر او را به دبيرى بگمارى ، پاكى را با كار آزمودگى و پر كارى نزد خود آوردهاى . افزون بر اين ، آن گروه را نيز به سوى خود كشانيده ، در دست خوددارى ، و ويژهء * خود ساختهاى ، به ابو عبد الله بريدى نيز كه خواهان دبيرى تو است ، با گماردن يار او بر اين مقام ،
--> [ = ] نيز پزشك ( پانوشت خ 5 . 514 ) و جراح ( خ 5 : 581 - 582 ) و تاريخنگار بوده است ( خ 5 : 183 و 564 ) . [ ( 1 - ) ] M . متن : و خف النفث . . . از خلط اندازى او كاسته شده است . [ ( 2 - ) ] M : قاهر او را به سال 322 زنده به گور كرد ( خ 5 : 446 ) .