أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )

468

تجارب الأمم ( فارسى )

پس على بن بويه ، برادر خود ابو حسين [ احمد بن بويه ] را از استخر بخواست و چون نزديك شد با سپاه به پيشواز او رفت و پايگاه او را بالاتر برد ، تا از راه روانى به درد [ 1 ] او آرامشى بخشد . سپس او را با ابو عبد الله بريدى با سپاهى سازمان يافته با جنگ افزار بسنده روانه كرد . اين گزارش وقتى به بجكم و محمد بن رايق رسيد ، كه در « عسكر ابو جعفر » * بوده ، و بصره را در ميان گرفته بودند . پس بجكم از آنجا به اهواز بازگشت تا از رسيدن ديلميان به آن جلوگيرى كند ، ابن رايق نيز به واسط بازگشت . سپاه بجكم و سپاه ابو حسين [ بن بويه ] نزديك رامهرمز ، روبرو شدند و بجكم پس از جنگهائى كه به سال سيصد و بيست و شش ياد خواهم كرد به سوى « عسكر مكرم » رفت . سال سيصد و بيست و پنجم آغاز شد : در اين سال ، ابو بكر محمد بن رايق به راضى بالله پيشنهاد كرد كه به همراه او به سوى واسط پائين آيد تا به اهواز نزديك باشند ، پس به بريدى نامه نويسد ، تا سر فرود آورد ، و اگر سرپيچى كند به سوى او بشتابند ، راضى پذيرفت و روز شنبه آغاز محرم [ 325 ] سرازير شدند . « حجريان » اين كار را بر ضد خود شمرده دست به آشوب زده گفتند ، مىخواهيد همان رفتار را كه با « ساجيان » كرديد [ 2 ] ، با ما انجام دهيد ، پس ما نمىآئيم و در بغداد مىمانيم . ابن رايق به سخن ايشان گوش نداده رفت ، پس برخى با او رفتند و بيشترين ايشان پس ماندند ، ولى پس از آنان به راه افتادند . چون به

--> [ ( 1 - ) ] M . متن : « تسلية له عن مصيبته . . . » اشارتى است به افتادن دست چپ ابو حسين بن بويه ( معز الدولهء آينده ) در جنگ پيمان شكنانه با على بن كلويه ( خ 5 : 537 ) . [ ( 2 - ) ] خ 5 : 533 .