أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )

459

تجارب الأمم ( فارسى )

نابود خواهيم شد ، روزگار دراز مىبايد تا چنين فرصت‌ها بدست آيد . به خدا سوگند ، اين سخنان را كه مىشنوى ، من پيشنهاد نداده‌ام مگر پس از آنكه خود را براى آن آماده كرده‌ام ، تو را نيز از زير و بم آن آگاه ساخته‌ام . از ابو زكريا نيز ترسى نداريم ! ابو زكريا [ ى سوسى ] مىگفت : ابو يوسف با اين سخن به دارائى شوش و جنديشاپور اشارت مىكرد ، كه ابو عبد الله [ بريدى ] آن را براى پس انداز خود كنار نهاده بود . او جيرهء دوستان و هزينهء راه اندازى كارهاى دولتى [ 1 ] را بر عهدهء ديگر خوره‌هاى اهواز مىنهاد ، يك يك بخشها را جدا مىكرد و بر پس انداز خود مىافزود . او جلو ريخت و پاشها را گرفته ، به دريوزگان ، شاعران و مفت‌خوران چيزى نمىداد . او راه‌هاى درآمد و هزينه را خوب مىشناخت و در دست خود مىداشت . اندكى از آن را نيز كه به دست دو گهبذ خود ، اسرائيل بن صلح و سهل بن نظير مىسپرد ، هيچ گاه مبلغ آن از او پنهان نمىماند . سوسى مىگفت : ابو عبد الله [ بريدى ] و برادرش ابو يوسف ، پس از گمارده شدن از سوى راضى ، براى سالهاى سيصد و بيست و دو و سه * و چهار ، تا شعبان سال 325 ، كه بجكم در اين ماه بريديان را از آن شهر براند ، هشت ميليون [ 2 ] دينار برداشت كردند و همهء هزينه‌هاى گوناگون آنجا كمتر از چهار ميليون دينار بود . من از يعقوب صراف يهودى شنيدم كه مىگفت : از ابو عبد الله بريدى شنيدم كه مىگفت : ما به بصره خواهيم رفت ، اگر كار ما در آنجا رو به راه شد كه مىمانيم ، و اگر دشوارى پيش آمد ، به عمان خواهيم رفت و به فرمانرواى آنجا ، يوسف بن وجيه كه مردى آزاده است پناهنده مىشويم و گذران مىكنيم ، و اگر از دريا گذشته به فارس رويم ، به على بن بويه پناهنده شويم ، كه دولت ديلميان نيرومند و پايتختشان آبرومند است و اگر به

--> [ ( 1 - ) ] M . متن : « و اناخ فى النفقات و ارزاق الاولياء و ما كان يعلل به السلطان . . . » براى معنى « اوليا » ن . ك : خ 5 : 236 پانوشت . [ ( 2 - ) ] M : اين سخن در خ 5 : 494 نيز از گفتهء ابو الفرج آمده است .