أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )

458

تجارب الأمم ( فارسى )

ابو زكرياى يحيا بن سعيد [ 1 ] سوسى مىگويد : ابو يوسف بريدى را شنيدم كه با برادرش ابو عبد الله سخن مىگفت : ابو عبد الله گفت : اى برادر ! مىترسم « حجريان » در آينده به كين خواهى او برخيزند و هنگامى كه به پايتخت مىرويم ما را بكشند ، هم اكنون نيز مىترسم برادرم ابو حسين در پايتخت به خونخواهى او كشته شود ، ابو يوسف در پاسخ مىگفت : ما به ابو حسين گزارش خواهيم داد تا هوشيار باشد و خود را بپايد . خطر « حجريان » نيز براى رفتن ما به پايتخت است ، كه پس از اتهام ما به دوازده ميليون درم خيلى دور است ، آيا پس از آنكه ما جان خود را به سلامت از دست قاهر و خصيبى ملعون رها ساختيم ، تازه در انديشهء پايتخت باشيم ، بترسيم ؟ آرى خانه‌هاى ما را در آنجا ويران خواهند كرد ، به جهنم خدا [ 2 ] ! ما ديگر به پايتخت نخواهيم رفت ، تا نيازى بدان داشته باشيم . من فكر آن را كرده‌ام ، اى ابو عبد الله آن انديشه‌ها كه بدان عادت داشته‌اى رها كن ، كه با گذشت زمان كهنه [ 3 ] شده است . * پادشاهى بر ايشان پشت كرده ، خلافت زبون شده است ، پيش از اين ، ما از سلطان سود مىبرديم امروز او همانند ما است ، بلكه او از ما سود مىبرد . او مىانديشد كه ما را فرو گيرد ، دارائى ما را ببرد . اگر ما از اين سپاهيان كه گرد آورده‌ايم سود نبريم و « ياقوت » را بر نيندازيم

--> [ = ] و همسرى جز مادر پسرش ابو القاسم نگرفت . رسيدگيهاى او ويژهء سپاهيانش بود ، به شاعران و دريوزگان چيزى نمىداد . / / M : براى « بريدى » يا « يزيدى » ن . ك خ 6 : 44 . مشكويه ابو عبد الله بريدى را دجال جهانى خوانده ( خ 5 : 267 ) از سنگدلى او است كه برادر خود ابو يوسف را نيز كشت ( خ 6 : 89 ) در جنگها كه با موالى سريانى خليفه كرد ياقوت را كشت ( خ 528 به بعد ) و از رايق شكست خورد و به بويئيان پناهنده شد ( خ 0 : 540 و 562 ) . [ ( 1 - ) ] M اين مرد براى مشكويه يكى از منابع نقل تاريخ است كه به وسيلهء ابو الفرج بن ابو هشام از وى نقل مىكند . نام او در خ 5 : 399 يحيا بن ابو سعيد ديده مىشود كه نادرست مىنمايد . او از كارمندان خاندان بريدى در جنوب بوده است ( خ 5 : 493 ) . [ ( 2 - ) ] M . متن : والى لعنة الله . . . به لعنت خدا . [ ( 3 - ) ] M . متن : و قد دبرت . و دع يا ابا عبد الله ما اعتدت ، فانك لا ترى مثله مع خلوقة الزمان و ادبار الملك . . .