أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )

441

تجارب الأمم ( فارسى )

حكومت واسط و بصره ، بدان سو بيرون آيد ، او مىگفت : برداشت اين بخشها كه سرچشمهء درآمد تو است ، با خوددارى محمد بن رايق از فرستادن مالى كه در پيمان دارد ، بر تو بسته شده است . چون كارگزاران ديگر ببينند كه اين رفتار ابن رايق [ از سوى خليفه ] پذيرفته شده است ، ايشان نيز بدين راه روند ، و چون ماليات اهواز بند آيد كشور نابود خواهد شد . راضى اين پيشنهاد را به كار بسته ، دستور آغاز كار داد . وزير براى آغاز كار ، با فرستادن « ينال بزرگ » از « حجريان » و « ماكرد ديلمى » از « ساجيان » همراه با پيام راضى براى ابن رايق ، به او دستور داد كه حسين بن على نوبختى [ 1 ] را [ به بغداد ] بفرستد تا دربارهء برداشت واسط و بصره با وى گفتگو شود . ابن رايق از فرستادن حسين [ نوبختى ] خوددارى كرد ولى دو فرستاده را گرامى داشته به آنان نيكويها كرد و از ايشان خواست ، براى خليفه يك پيام * پنهانى نيز ببرند كه هر گاه مرا به پايتخت بخواهى و كارها را به من بسپارى ، من همه را رو به راه خواهم كرد ، همهء هزينه‌هاى دربار و حقوق سپاهيان را خواهم پرداخت ، امير مؤمنان را از انديشيدن براى كارها بىنياز خواهم داشت . چون دو فرستاده بيامدند پس از رسانيدن پيام آشكار ، با راضى تنها شده پيام پنهانى را نيز رسانيدند ، ولى راضى به سپردن وزيرش تن در نداد . چون وزير [ ابن مقله ] ديد كه ابن رايق از تسليم كردن حسين بن على [ نوبختى ] خوددارى مىكند چنين وانمود كرد كه بيرون آمدن او [ از بغداد ] براى رفتن به اهواز است نه به سوى [ ابن رايق ] پس چنان كرد كه دادرس ابو حسين [ عمر بن محمد ] پيامى از راضى براى [ ابن رايق ] ببرد كه چون انديشيدم ، مبادا تو بترسى و گمان كنى كه [ وزير ] به سوى تو آمده است ، دادرس را فرستادم تا انديشهء نهانى مرا با تو باز گويد تا آرامش يا بى . روز دوشنبه چهارده شب از جمادى يكم مانده ، وزير به سوى خانهء راضى

--> [ ( 1 - ) ] M : براى حسين بن على بن عباس نوبختى . ن . ك . خ 5 : 327 و 534 پانوشت ص 462 .