أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )
437
تجارب الأمم ( فارسى )
ابو عبد الله محمد بن خلف نيرمانى را بگمارد ، و چون اين گزارش به حسن بن هارون رسيد از ترس دشمنى كه با وى داشت [ 1 ] پنهان شد و به بغداد گريخته ، مدتى پنهان بماند ، تا پس از داد و ستد پيام با وزير ابن مقله با مصادرت او به پانزده هزار دينار كنار آمدند و آشكار شد . محمد بن خلف [ نيرمانى ] نيز مدتى كوتاه در كوهستان بماند [ 2 ] . آن بخش از غلامان « مرداويج » كه زير رهبرى « بجكم » بودند به سر پل « نهروان » رسيده براى سلطان پيام دادند و او اجازت در آمدن به پايتخت داد . پس بيامدند و در نماز گاه اردو زدند . « حجريان » اين پيشامد را ترفندى ضد خود پنداشته برآشفتند و از وزير ابو على خواستند تا ايشان را خرسند بازگرداند . وزير نمايندگان ايشان را خواسته ، پس از گفتگو ، بر آن شد كه ايشان را به محمد بن على « غلام راشدى » بسپارد و كوهستان را به او واگذارد ، و چهارده هزار دينار بودجه بر ايشان بنهد و آن را بر كارگزاريهاى * « كوهستان » حوالت دهد . ايشان گفتند : ما پس از گفتگو با ياران پاسخ خواهيم داد ، چون با ياران گفتگو كردند ، ايشان نپذيرفتند . چون گزارش ايشان به ابو بكر بن رايق ، كه كارگزار معونتهاى [ 3 ] واسط و بصره بود ، رسيد ، با نامه و پيام ايشان را خواسته ، نويد نيكويها داد . ايشان پذيرفته به سوى او شدند . او براى ايشان جايگاهى استوار نهاده ، حقوق مرتب داده ، « بجكم » را به سردارى ايشان گمارد و او را « بجكم رايقى » لقب داد و در نيكوى به او زيادهروى كرده ، همهء غلامان را با دارائى فراوان در اختيار او نهاد ، و به او پيشنهاد نمود به تركان و ديلمان بنويسد كه بدانجا [ واسط - بصره ] آيند ، پس گروهى بسيار از آن بدانجا آمدند و به ايشان جا داده ، همگى را به « بجكم » پيوند داد .
--> [ ( 1 - ) ] M : خ 5 : 278 . [ ( 2 - ) ] در تكمله گويد : در اين سال وى به هنگامى درگذشت ، كه او را به بخشهائى فرستاده بودند كه « مرداويج » بر آنها چيره شده بود . [ ( 3 - ) ] M . متن اعمال المعاون . . . ( - خ 5 : 231 ) .