أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )
436
تجارب الأمم ( فارسى )
چنان بسيار بود كه مانند آن يا نزديك به آن ديده نشده بود . سپاهيان نيز شوريده به خانهء وزير يورش بردند و چند جاى ديوارش را سوراخ كردند ولى به جائى نرسيدند ، زيرا غلامان وزير از بالاى ديوار با فلاخن [ 1 ] ايشان را راندند . نيز در اين سال ابو بكر محمد بن ياقوت در زندان دار السلطان در اثر يك خونريزى درگذشت . دادرس ابو حسين عمر بن محمد با گروهى همراهانش را آوردند و محمد بن ياقوت را براى ايشان بيرون آورده بازرسى كردند و ريش او را كشيدند و آشكار شد كه به خود مرده است ، پس او را به خانوادهاش سپردند [ 2 ] . وزير « ابن مقله » ديهها و املاك او را بفروخت و كارمندان او را دستگير كرد . * در اين سال وزير [ ابن مقله ] كارگزارى كوهستان را به ابو على حسن بن هارون داد . چون او بدانجا رسيد سيصد تن از تركانى كه بر ضد « مرداويج » برخاسته او را در گرمابه كشته بودند ، به وى پناهنده شدند . او ايشان را پذيرفت ولى مدتى پس از آن بر ضد او نيز به عنوان در خواست حقوق شوريده او را به زنجير كشيدند [ 3 ] و سپس آزاد كردند . چون گزارش دستگيرى او به [ بغداد ] رسيد ، وزير [ ابن مقله ] بر جاى وى ،
--> [ ( 1 - ) ] M . متن : بالنشاب . . . ن . ك . خ 5 : 484 . [ ( 2 - ) ] در « اوراق » آمده است كه : در گورستانى خانوادگى كه در « شارع اعظم » بالاتر از بازار جنگ افزار داشتند ، به خاك سپرده شد . [ ( 3 - ) ] M : اگر به ياد آوريم كه چگونه خليفگان بغداد ، تركان را به شرط سنى شدن ، براى مبارزه با گنوسيسم اسلامى كه سلاح ايدهئولوژيك ايرانيان بر ضد عرب بود به ايران مىآوردند ( خ 5 : 75 / 274 / 479 / 485 ) و اينكه اين تركان « مرداويج » را به نام بد دين گنوسيست كشتند ( خ 5 : 273 / 783 ) پس روشن مىشود كه چرا ايشان حكومت ابو على حسن ساجى را كه لعن معاويه را بر منبرهاى بغداد آزاد نمود ( خ 5 : 413 ) نمىپذيرند ، و ابن مقله نيمه گنوسيست به جاى « مرداويج » و حسن بن هارون ، محمد بن خلف نيرمانى نويسندهء ادعا نامهء ضد گنوسيستى بر ضد ديو داد بن ابو ساج ( خ 5 : 278 پانوشت ) را مىگمارد . رنگ ملى مرداويج و دشمنانش نيز در ( خ 5 : 483 ) پانوشت ديده مىشود .