أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )

423

تجارب الأمم ( فارسى )

نامه‌نگارى همهء ديوان داران [ 1 ] را به وسيلهء او نهاد . او كسان را برمىگمارد و بر كنار مىكرد ، مىبريد و مىدوخت [ 2 ] . ابو عبد الله احمد بن على كوفى خود را به دو چسبانيد و عنوان دبيرى او را بگرفت . او دبير ابو اسحاق قراريطى [ 3 ] و بر او چيره بود . ابو على [ ابن مقله ] او را پذيرفت ، پس به او و به پسرش نزديك شد . سپاهيان براى درخواست حقوق جنجال نموده به خانهء وزير ابو على رفته ، آغلهاى او را چپاول كردند . چارپايان كسانى را كه در مجلس او نشسته بودند ربودند ، دبيرانى كه به خانهء او مىآمدند پياده كرده چارپايانشان را بردند ، و پس از آنكه حقوقهايشان پرداخت شد آرام شدند . كار ابو عبد الله بريدى بالا گرفت و گل كرد [ 4 ] . گزارش انگيزهء آن : ابو عبد الله بريدى پيماندار كار خراج و ديه‌هاى اهواز بود . چون شيرج بن ليلاى ديلمى از سوى مرداويج اهواز را گرفت و ياقوت و غلامش مونس نيز چنان كه گفتم [ 5 ] گريختند ، بريدى به بصره رفته از آنجا بخشهاى پائين اهواز را اداره مىكرد ، تا آنكه ياقوت او را به دبيرى فرزندش محمد بگمارد [ 6 ] . پس همراه او به واسط رفت ، و در همين روزها كه با وى مىبود و كارهايش را مىگردانيد ، گزارش دستگيرى دو پسر * ياقوت ، محمد و مظفر برسيد و ياقوت سخت بيمناك شد . ابو على بن مقله [ وزير ] در يك نامه از ابو عبد الله بريدى خواست تا ياقوت را آرامش داده بگويد : سپاه از آن دو بر آشفته بود و چنان كه شنيده‌اى ، چند بار

--> [ ( 1 - ) ] M : متن و جميع اصحاب الدواوين . . . ن . ك . پانوشت خ 5 : 494 . [ ( 2 - ) ] M . متن : يعزل و يولى و يحل و يعقد . . . [ ( 3 - ) ] M : قراريطى دبير محمد بن ياقوت بود ( خ 5 : 474 و تجارب السلف : 220 ) . [ ( 4 - ) ] M . متن : « و استفحل امره . . . » . [ ( 5 - ) ] M : شوال 322 ( خ 5 : 467 - 466 ) . [ ( 6 - ) ] M . متن : الى أن قرر له محمد كتابة ابنه . . . كه نادرست مىنمايد ، و درست بايد : « الى أن قرر له كتابة ابنه محمد » بوده باشد كه از چشم ويراستار دور مانده است .