أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )

422

تجارب الأمم ( فارسى )

همگانى [ 1 ] چادر بزنند و از آن نگهبانى كنند . به مفلح سياه [ 2 ] دستور داد به خانهء محمد بن ياقوت شود . . . [ 3 ] و به او خلعت داد . قراريطى نيز به وزير ابو على سپرده شد و او دستنوشتى به پانصد هزار دينار از وى بگرفت ولى در پايان ، كار او به سه ميليون درم [ 4 ] پايان گرفت . ياقوت نيز با همهء يارانش از واسط به سوى شوش سرازير شد ، او در نامه‌اى كه دربارهء دو پسرش به راضى نگاشت از او بخشايش و دلسوزى خواست و اينكه ايشان و او را مانند پيش بركشد و آن دو را براى كمك به او دهد تا در جنگهايش به او كمك كنند . چون كار محمد بن ياقوت پايان يافت و ابو على [ ابن مقله ] كارها را دوباره تنها به دست گرفت ، پسر خود ابو حسين را * به رهبرى همهء ديوانها و كارگزاريها گمارد .

--> [ ( 1 - ) ] M . متن : بابى الخاصة و العامة . . . [ ( 2 - ) ] نگارندهء تكمله در گزارش سال 356 گويد : در ذى حجه ، مفلح سياه خدمتگزار مقتدر در مصر در گذشت . [ ( 3 - ) ] جاى نقطه‌ها چند واژه از متن افتاده است . [ ( 4 - ) ] ابو بكر صولى در « اوراق » گويد : نجاح دبير سپاه ابن ياقوت كه دستگير شد ، مردى درست ، خردمند ، دانا ، دلير ، دست و دل پاك را از ابن ياقوت گرفتند . « حجريان » ، « ساجيان » گرد هم آمده گفتند : فرماندهى بدر خرشنى را براى پليس بغداد نمىپذيريم ، پس ميانجيگران ميان او و آن دو گروه را آشتى دادند ، تا ارفاقهائى به آن دو گروه بنمايد . به سلطان گزارش دادند كه ابو الفتح مظفر بن ياقوت « حجريان » و « ساجيان » را عليه راضى بر مىانگيزد ، تا وى را بكشند و با يكى از برادرانش بيعت نمايند ، پس او را در هنگامى كه پيش روى او ايستاده گفتگو مىكرد ، دستگير كردند ، خانه‌هايش را نيز به نگهبانى سپردند و چپاول نشد ، شبانه هر چه در آنها بود به دار السلطان آوردند . روز سه شنبه هفتم جمادى يكم راضى به غلام خود « ذكى » خلعت پرده‌دارى پوشانيد . « حجريان » كم پايه از گرفتارى ابن ياقوت [ خ 5 : 490 ] خشمگين شده گفتند : بايستى پيش روى ما ، بازپرسى شود ، كه اگر بىگناه است آزاد گردد . پس با ايشان نرم آمدند تا خاموش شدند .