أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )

417

تجارب الأمم ( فارسى )

جنگيد تا كارش را ساختند . چون سر او را در حياط خانه انداختند ، تركان به آغلها رفته الاغها و استرها را زين بسته گنجينه‌هاى پول و جنگ افزار را تا آنجا كه توانستند بار كرده بردند . در اين هنگام برخى از ساكنان خانه توانستند از ديوارها بالا رفته شبانه به شهر درآمده ، به سپاهيان و فرماندهان كه مست و پراكنده مىزيستند گزارش دهند . پس برخى از ايشان گرد آمده با روشن كردن آتش و به صدا آوردن بوقها چارپايان را زين كرده ، جنگ افزار برداشته به سوى بيابان رفتند تا از سوى ديگر به درون خانه آيند . پيش از آنكه اين كار به پايان رسد كشندگان توانستند بگريزند و جز چند غلام بچهء بىگناه كسى را نيافتند ، كه برخى از آنان را كشته باقى را رها كردند . چون برخى از سردمداران ترسيدند مبادا گنجينه‌ها چپاول شود ، به پيشنهاد « عميد » ساختمانش را ويران كرده ، آتش بر آن انداختند و بدينسان دارائى * و گنجينه‌ها را نگاه دارى كردند ، زيرا كه چون غارتگران مىآمدند آتش جلو ايشان را مىگرفت و دستشان به چيزى نمىرسيد . ركن الدوله ابو على حسن بن بويه كه نزد مرداويج به گروگانى برادرش على بن بويه [ عماد الدوله ] زندگانى مىكرد ، همين كه از داستان آگاه شد با نگهبانان با نويد ، كنار آمده ، يك شب پس از كشتن مرداويج بگريخت . پيشامدى كه به گريز او كمك كرد : او كه با زنجير ، سر به بيابان زده بود در كنارى نشست كه زنجير را پاره كند . چند استر كه بارشان كاه بود آمدند . او چارپاداران را پياده كرده خود و همراهان سوار شده از پيگرد رهائى يافتند . تركان نيز دو گروه شدند : [ الف ] آنان كه به سوى فارس رفتند و به على بن بويه پناهنده شدند ، كه « خجخج » در ميان ايشان بود ، و اين همان كس است كه چون توزون [ 1 ] بر عراق چيره شد او را كور كرد . [ ب ] گروه ديگر كه بيشترين بودند ، به كوهستان

--> [ ( 1 - ) ] M : توزون را ابن اثير در شمار سران ترك ، كشندگان مرداويج به سال 323 در كنار بجكم