أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )

409

تجارب الأمم ( فارسى )

خويشاوندى [ 1 ] خود را با وى گرامى مىداشتى سركشى نمىنمودى ! هارون گفت : اگر نه پيام‌آور بودى ، تو را مىزدم ! برخيز و برو ! سپس به گرد آورى دارائى پرداخت . او درآمدهاى راه خراسان را برداشت نمود ، كار گزاران سلطان را دستگير كرد . ماليات را با زور فشار و ستم و بىباكى بگرفت . چون كارش بالا گرفت محمد بن ياقوت با سپاهيان گوناگون پايتخت به جنگ او فرستاده شد ، كه در اردوگاه « نهربين » فرود آمد . او در اينجا ، باز هم ابو جعفر محمد بن شيرزاد را با پيامى نيكو نزد او فرستاده نويد داد ، كه دربارهء شمار سپاهيانى كه مىتواند داشته باشد ، و ليست حقوق ايشان در يك سال خراجى [ 2 ] با او كنار آيد . پس اگر ماليات بخشهاى زير نظر او ، براى ايشان بسنده بود او به دينور بازگردد و گر نه آن را بر تسوج‌هاى [ 3 ] « نهروانات » حوالت دهند . او اين پيام را روز دوشنبه بفرستاد كه پيشاهنگان سپاه هارون برابر پيشاهنگان سپاه محمد بن ياقوت جا گرفته ، برترى سپاه هارون آشكار شده ، پناهندگى سپاهيان ياقوت به هارون فزونى يافته بود . چون ابو جعفر [ ابن شيرزاد ] ديد كه هارون او را به جانبدارى از محمد بن ياقوت و ابن مقله متهم مىكند ، اجازه خواست كه پاسخ را باز گرداند . هارون گفت : مىترسم * تو را دستگير كنند ، تا روز جنگ و يك سره شدن كار نيز يك شب مانده است

--> [ ( 1 - ) ] M : غريب دائى مقتدر و برادر « شغب » است كه مادر خليفه بود ( - پانوشت خ 5 : 62 ) و از اين رو او را غريب الخال مىگفتند . پس هارون پسر دايى پدر راضى خليفه است . [ ( 2 - ) ] M . متن : « جرائدهم و ارزاقهم لسنة خراجية . . . سال خراجى يك سال كامل خورشيدى بود كه تنها براى گرفتن ماليات يك سالهء خرمن به خرمن ، حساب مىشد و برابر آن سال تاريخى هلالى ( قمرى ) بود كه از محرم به محرم ديگر حساب مىشد و تاريخ گذارى رخدادها با آن مىشد نه سال خورشيدى ، تا در نيمهء سدهء پنجم خيام با كمك چند تن از دانشمندان سال خورشيدى را براى تاريخ‌گذارى به كار گرفت كه به نام ملكشاه سلجوقى تاريخ جلالى يا « ملكشاهى » ناميده شد . ( طبقات اعلام الشيعة - قرن ششم . ص 210 . چ . بيروت . ) [ ( 3 - ) ] M : معرب از پهلوى تسوگ ، يك بيست و چهارم از هر چيز .