أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )
400
تجارب الأمم ( فارسى )
پساندازها بيرون آورده شد ، گنجينهها و سپردههاى عمرو ليث و يعقوب ليث [ 1 ] [ صفارى ] و ياقوت و پسرش و على بن خلف [ بن تناب ] و ديگر سرداران [ فرارى ] سلطان به دست او افتاد . دارائى على بن بويه فزونى يافت گنجهايش آباد شد . مردان « ماكان بن كاكى » از كرمان به دو پناهنده مىشدند . سپاهيانش بسيار شد و كارش بالا گرفت . اين گزارشها كه به مرداويج رسيد رستخيز بر پا كرده ، به اصفهان آمد . اين شهر پس از بر كنارى قاهر [ از خليفگى ] و نرسيدن محمد بن ياقوت بدانجا ، هفده روز بىحكومت بمانده [ 2 ] ، مرداويج برادر خود وشمگير را بدانجا باز گردانيده بود ، اينك كه مرداويج براى جلوگيرى از على بن بويه به اصفهان آمد ، برادر خود وشمگير را بجاى خود به رى فرستاد و شيرج [ 3 ] بن ليلى سپهسالار را همراه پردهدار خود « شابشتى » با دو هزار و چهار صد مرد گيلى و ديلمى و سردارانى بزرگ چون بكران و اسماعيل گيلى را * به اهواز فرستاد تا با گرفتن آنجا راه را بر على بن بويه ببندد و ميان او و سلطان [ بغداد ] را پرده كشد ، تا هنگامى كه از اهواز بر او يورش خواهد برد ، راهى براى گريز جز مرزهاى كرمان و تيز و مكران و سرزمين خراسان نداشته باشد . هنگامى كه سپاهيان گيل [ مرداويج ] به « ايذج » فرود آمدند ، ياقوت ترسيد مبادا راه ميان او و على بن بويه را بر بندد ، پس با پسرش به اهواز آمد . سلطان نيز كارگزارى جنگ و معونتهاى اهواز را به دو داد . پس ابو عبد الله احمد بن محمد بريدى ، افزون بر كارگزارى خراج و ديههاى اهواز كه از پيش مىداشت ، به دبيرى ياقوت گمارده شد . و برادر او ابو حسين [ بريدى ] در پايتخت [ بغداد ] به نمايندگى برادرش و ياقوت برقرار شد .
--> [ ( 1 - ) ] اين دو تن از صفاريانند ، يعقوب به سال 265 در گذشت و برادرش عمرو بر جاى وى نشست كه اسماعيل بن احمد سامانى در سال 287 او را اسير كرده به بغداد فرستاد كه در آنجا زندانى شد ، تا به سال 289 در گذشت ( طبرى 3 : 1931 و 2208 پ 6481 و 6713 ) . [ ( 2 - ) ] M : ن . ك : خ 5 : 420 . دستگيرى قاهر 6 - ج 1 - 322 بود . [ ( 3 - ) ] در تكمله : شيرز .