أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )
392
تجارب الأمم ( فارسى )
و ابو بكر بن قرابه نيز آشكار شدند و به ديدار ابو على بن مقله رفتند و به خانهء خود بازگشتند . ابو على بن مقله وزيرى را با نيكو كارى آغازيده مىگفت : من هنگام پنهان شدنم با خداوند پيمان بستم كه به كسى بد نكنم و نذرها كردهام [ 1 ] . او براى وفاى به آن نذر ،
--> [ ( 1 - ) ] نگارندهء تكمله مىافزايد : در يك نشست كه مردم به گرد ابن مقله آمده بودند گفت : من در خانهء ابو الفضل بن مارى نصرانى پنهان بودم . دو ماه پيش از بر افتادن قاهر ، گزارش جاى من به دو رسيد ، پس از نيمه شبى ، من نشسته با ابن مارى گفتگو مىنمودم ، كه همسرش به ما گفت : كوچه پر از سواران با شمع و مشعل شده است ، هوش از سرم پريد و ابن مارى مرا در يك انبار كاه پنهان كرد . خانه فرو گرفته و بازرسى شده به انبار كاه نيز در آمده ، با دست كاوش مىكردند . من كه يقين به گرفتارى داشتم با خدا پيمان بستم ، كه هر گاه مرا از چنگ قاهر ، رها سازد ، از بسيارى گناهان بپرهيزم ، و هر گاه به وزيرى گمارده شوم ، پنهانشدگان را پناه دهم ، ديههاى مصادرهشدگان را آزاد سازم ، و بر طالبيان موقوفهها بنهم . هنوز پيمان نذر من پايان نيافته بود كه بازرسان بيرون شدند و من جاى خود را عوض كردم . هنوز ابن مقله خلعت وزيرى را بيرون نكرده بود كه نذر خود را انجام داد . ابن ثوابه نيز خلعنامهء قاهر را نوشت كه بر منبرها خوانده شد . زيرك قاهرى كه راضى نزد او زندانى بود [ خ 5 : 453 ] و با وى خوشرفتارى كرده بود ، از سوى راضى گرامى داشته و خواجهء حرمسرا شناخته شد . ابن مقله ، ابو الفتح فضل بن جعفر [ بن فرات ] را به جانشينى خودش در كارها گمارد ، خوزستان را به ابو عبد الله بريدى و بصره ، شوش ، جنديشاپور ، خورههاى دجله ، بادوريا ، أنبار ، نهر سير ، قطربل و مسكن را به برادران او واگذار نمود ، به على بن خلف بن تناب [ خ 5 : 341 - 342 ] نامه نوشت كه بر كار فارس و كرمان استوار بماند . كارگزارى واسط را كه على بن عيسى برابر دويست هزار كر جو ، ده هزار كر برنج ، چهار صد كر كنجد و يك ميليون و چهار صد هزار درم با حسن بن هارون پيمان بسته بود ، به همو واگذار نمود . قراريطى را به دبيرى ابن ياقوت گمارد . بازرسى ديوان فرات را نيز به او داد . پس او براى پردهدار شدن محمد بن ياقوت كوشيد و پانزده هزار دينار به « سيما » داد تا به راضى وانمود كند ، پردهداران جز محمد بن ياقوت را به رياست نپذيرند . و به همين وجه يكصد و بيست هزار دينار در سپاهيان هزينه كرد . ابن مقله از اين رفتار خشمگين شد ، چه او ابن رايق را كه در « باسيان » بود ، براى پردهدارى خواسته بود و نمىخواست او را تغيير دهد .