أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )

388

تجارب الأمم ( فارسى )

گرفت . او دستور داد على بن عيسى [ 1 ] و برادرش عبد الرحمان بيامدند و با ايشان به رايزنى در كارهايش پرداخت ، على بن عيسى به او آموخت كه بايد بنا بر مرسوم ، او براى خود درفشى افراشته دارد * . پس درفش را آوردند و او آن را به دست خود برافراشت سپس دستور داد آن را نگاهدارى كنند . نيز به او پيشنهاد كرد كه مهر خليفگى را بگيرد . پس مهردار ، آن را به او داد ، و آن انگشترى سيمين بود كه نگين آن آهنى از چين داشت كه روى آن در سه سطر نوشته بود : محمد رسول الله ، باز پيشنهاد نمود كه كه مهر خليفگى قاهر را نيز از خود او بگيرد . كس فرستاده در راه بر قاهر باز كرده ، مهر را خواست و او بداد . نگين آن ياقوت سرخ بود كه بر آن نوشته بود : « بالله ، محمد الامام القاهر بالله امير المؤمنين ، يثق » آن را براى راضى بردند و دستور داد آن را به سنگتراش ماهر خزانه سپردند ، تا آن نقش را بزدود و نام راضى بالله را بر آن تراشيد . على بن عيسى پيشنهاد نمود كه دادرس ابو حسين عمر بن [ 2 ] محمد و دادرس ابو محمد بن ابو شوارب [ 3 ] و دادرس ابو طالب بهلول [ 4 ] و گروهى از شاهدان و نزديكان دار السلطان بيايند و آمدند . دادرس ابو الحسن محمد بن صالح هاشمى ابن ام شيبان [ 5 ] گفت : چون از دادرس ابو حسين عمر هنگام دستگيرى قاهر بالله دعوت شد نگران شده خود را جمع كرد و پنجاه دينار از جيب شلوار [ 6 ] ، در آورده براى احتياط در خانه نهاد و رفت و پس از نيمه شب * به خانه بازگشت . او به من گفت : مىدانم كه نگران هستى و مىخواهى بدانى كه چه گذشت ، پس بشنو ! : مرا به همراه سه گواه و طريف سبكرى

--> [ ( 1 - ) ] M : بيوگرافى او در خ 5 : 328 گذشت دو بار به سال‌هاى 301 و 314 براى مقتدر وزير شد . [ ( 2 - ) ] بيوگرافى او در خ 5 : 319 پانوشت گذشت . [ ( 3 - ) ] در تاريخ اسلام در همين سال 322 و نيز در تكمله گويد : نام او حسن بن عبد الله است . [ ( 4 - ) ] محمد بن احمد بن اسحاق بن بهلول ، ابو طالب انبارى . در تاريخ اسلام گويد : او به جاى پدرش كار دادرسى مدينة المنصور را انجام مىداد و به سال 348 در گذشت . [ ( 5 - ) ] بيوگرافى او در ذيل « اخبار القضاة » تأليف ابو عمر كندى ص 573 آمده است . [ ( 6 - ) ] M . متن : فى حجزة سراويله . . .