أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )

381

تجارب الأمم ( فارسى )

كه كارگزار خراج و آباديهاى بصره و اهواز بود برسيد ، كه : نامه‌هائى به من رسيده كه ، ياران مرداويج به اصفهان درآمده‌اند ، و يكى از سرداران بزرگ او كه فرمانده « ماه بصره » بوده و على بن بويه خوانده مىشود ، از وى جدا شده ، دارائى فراوان به دست آورده ، به ارجان گريخته است . او در يك نامه به من نوشت كه پيرو سلطان است ، و از وزير اجازت مىخواهد كه به پايتخت رود ، يا به شيراز رفته ، به ياقوت مولاى [ 1 ] امير مؤمنان بپيوندد . نيز در اين سال [ 322 ] ياران ابو طاهر قرمطى با كشتىها به بخشهاى « توج » و « سينيز » پياده [ 2 ] شده ، به شهر درآمدند ، چون از كشتىها دور شدند ، نمايندهء ياقوت كه فرماندار شهر بود ، كشتىهاى ايشان را بسوخت ، سپس با هم يارى مردم با قرمطيان جنگيده گروهى را كشته هشتاد مرد كه يكى از ايشان به « ابن غمر » * شناخته مىشد اسير كرد . فرستادهء محمد بن ياقوت ، اين اسيران را انگشت نما شده به پايتخت آورد . بر سر « ابن غمر » چند شاخ نهاده ، همه را دراعه‌هاى ديبا پوشانيده ، برنس‌ها بر سر ، سوار بر شتران گردانيده ، به « دار السلطان » برده زندانى كردند . نيز در اين سال ، قاهر ، اسحاق بن اسماعيل [ نوبختى ] [ 3 ] و ابو سرايا نصر بن حمدان [ حمدانى ] را كشت [ زنده به گور كرد ] . انگيزهء كشتن اسحاق [ نوبختى ] آن بود كه قاهر پيش از خليفگى خواسته بود كنيزكى به نام « رتبه » را كه به زيبائى و خوش آوازى نامبردار بود ، بخرد و اسحاق روى دست او رفته ، به بهائى گرانتر خريده بود . انگيزهء كشتن ابو سرايا نيز آن بود ، كه كنيزكى ديگر را كه باز هم قاهر پيش از خليفگى مىخواست ، او خريده بود . ثابت [ 4 ] از يك خدمتگزار كه هنگام كشتن آن دو در آنجا بود حكايت كند كه :

--> [ ( 1 - ) ] مولا بردهء آزاده شده است . [ ( 2 - ) ] M : دو شهر ساحلى فارس ( معجم البلدان ) . [ ( 3 - ) ] : ابو يعقوب اسحاق بن اسماعيل بن ابو سهل بن نوبخت . اقبال آشتيانى او را در خاندان نوبختى ص 181 - 192 شناسانده است . [ ( 4 - ) ] ثابت بن ابو سعيد سنان بن ثابت ( خ 5 : 371 ) . از اين خانوادهء تاريخ‌نگار كه باقيمانده