أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )

377

تجارب الأمم ( فارسى )

نيست * ، بترسيد و پس از يك ماه كوشش براى گرد آورى ماليات ، اصفهان را رها كرد و به ارجان رفت . فرماندار آنجا ابو بكر بن ياقوت [ 1 ] شهر را بى جنگ رها كرده به رامهرمز گريخت و على بن بويه بدان درآمده ، دارائى بسيار به دست آورد . در اين هنگام نامه‌هائى از ابو طالب زيد بن على نوبندگانى رسيد ، كه بويه را به آمدن به شيراز مىخواند و نيروى « ياقوت » را سبك نشان مىداد ، بدين دليل كه در چپاول دارائى مردم زياده‌روى كرده ، هزينهء او و سپاهيانش بر دوش مردم سنگينى مىكند ، از هر گونه كمك به مردم درمانده است . باز به سبب آوازهء بلند او و انبوهى سپاه و دارائى بسيار و پشتيبانى پسرش ابو بكر بن ياقوت از او ، على بن بويه از رو برو شدن با ياقوت پرهيز كرد و از پذيرفتن رأى ابو طالب خوددارى نمود . ابو طالب مىگفت : اگر كوتاهى كنى چه بسا « ياقوت » و مرداويج در برانداختن تو همدست شوند ، تو دشمن بسيار دارى ، اگر ايشان بر ضد تو گرد آيند ، كارى نتوانى كرد ، مبادا با گذشت زمان ايشان بر تو چيره شوند ، چه بسا كمكهائى از سلطان [ بغداد ] به ايشان برسد و سپاهيان گوناگون بر سر تو آيند . براى كسى كه در چنين شرايط است بهتر آنست كه زودتر دست به كار شود و مهلت نقشه ريزى و گرد آورى نيرو به دشمن ندهد . ابو طالب در نامه‌هاى پى در پى كه به على بن بويه مىنوشت ، كار را سبك مىنمود و فرايند كوتاه آمدن او * را سنگين نشان مىداد ، تا او را به سوى نوبندگان كشانيد . ولى پيشاهنگان « ياقوت » بر او پيشدستى كرده ، دو هزار تن از ايشان كه سردارانى دلير ، همچون « كورمرد » خراسانى و ابن خرگوش و مانند ايشان از جوانمردان ، كه به دليرى شهرت داشتند ، در ميانشان بودند از او جلو افتادند و على ابن بويه به دنبال ايشان به نوبندگان آمد و ايشان ايستادگى نكرده به گرگان گريختند . سپس ياقوت و يارانش به اينجا رسيدند . ابو طالب نوبندگانى نمايندگان مورد

--> [ ( 1 - ) ] M : ابو بكر محمد بن ياقوت از سرداران سريانى نژاد بغداد است كه در اثر كشاكش ميان مونس و هارون [ پسر دائى مقتدر ] به شيراز نزد پدرش ياقوت كه فرماندار آنجا بود گريخته ، از سوى پدرش يا خليفه بدانجا گمارده شده بود ( خ 5 : 420 ) . و در سال 323 در خلافت قاهر و وزيرى ابن مقله ، در زندان بغداد در گذشت ( خ 5 : 506 ) .