أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )

349

تجارب الأمم ( فارسى )

مىيافتند مىبردند . او « سواد » را به نيستى كشيد تا توانست دويست هزار دينار را به يلبق برساند * . از قولى كه [ 1 ] بريدى داده بود ، پنجاه هزار دينار بماند . ابن طبرى در اين باره به او كمك نمود ، زيرا بريدى پيشتر كمكى شايان به او كرده بود ، چنان كه به دروازهء « بيعه » [ 2 ] در شهرها ، بر روى « غاشيه » ى وى به انتظار بيرون آمدن او مىنشست و چون مىآمد رشوت مىخواست ، و چون مىداد ، در جيب [ 3 ] نهاده ، در عوض ، براى ديه‌هاى او كه ده هزار دينار درآمد مىداشت گواهى مىداد . بدين سبب ابن طبرى [ 4 ] براى كمك به او ، نزد يلبق رفته گفت : ابو عبد الله [ بريدى ] مردى درست كار است ، شايسته است ، امير اين پنجاه هزار دينار را به پاى حقوق و هزينهء خود حساب كند كه در آن جمله به حساب آمده است . او خدمت‌ها كرده ، بر آبروى امير افزوده ، دشمنان او را پراكنده كرده است ، او از ابو على بن مقله به وزارت شايسته‌تر و كار برتر است ، يلبق سخن او را پذيرفت و غلامى به نام « ايتاخ » را نزد بريدى بجا نهاد . ابن ياقوت به سوى « شابرزان » به راه افتاد و يلبق به دنبال او رفته به مدينة السلام [ بغداد ] درآمدند . املاك دو پسر رايق و محمد بن ياقوت و مفلح و سرور آزاد شد ولى اقطاعهايشان آزاد نشد . برخى از املاك قديمى عبد الواحد نيز آزاد شد ، خود و مادرش از مصادرت رها شدند . دست ابن بريدى بر كارگزارى اهواز برگشت ، كارها رو به راه شد . قاهر [ خليفهء تازه ] به يلبق دو گردن بند * و دو دست‌برنجن گوهر نشان و خلعت بداد .

--> [ = ] وامى كه داده است ، بهرهء مضاربه را از بدهكار دريافت مىكند ، تا مشمول « قانون تحريم ربا » نباشد . مردم پول اندوختهء خود را ، به صراف كه در آن روزگار ، كار بانك امروزى را انجام مىداد ، مىسپردند و سود آن را به نام « مضاربه » مىگرفتند . [ ( 1 - ) ] ن . ك : خ 5 : 405 . [ ( 2 - ) ] M : كنشت كنيست كليسا نمازگاه يهوديان . [ ( 3 - ) ] M . متن : و جعله فى كمه . . . [ ( 4 - ) ] M : يحيا بن عبد الله طبرى دبير يلبق ( خ 5 : 386 ) .