أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )

330

تجارب الأمم ( فارسى )

دبير يلبق سوگند دادند [ 1 ] . چون به پيمان و سوگند او مطمئن شدند با او بيعت كردند و هر كس از دادرسان و سرداران در آنجا بود نيز بيعت كرد و « قاهر بالله [ 2 ] » لقب گرفت ، و اين به سحرگاهان روز پنجشنبه دو شب مانده از شوال [ 320 ] بود . مونس پيشنهاد كرد على بن عيسى را به وزيرى برگزيند و درستى كار و استوارى دين او را ستود . يلبق و پسرش گفتند : وضع كنونى رفتار على بن عيسى را نمىپذيرد ، كسى نرم‌تر و با گذشت‌تر بايد ، او ، ابن * مقله را پيشنهاد كرد ، كه تا از فارس بيايد ابو القاسم كلوذانى [ 3 ] كار او را انجام دهد . مونس نيز اين پيشنهاد را پذيرفت و به ابن مقله نوشتند هر چه زودتر بيايد و به ياقوت نوشتند ، هر چه زودتر ، او را روانه سازد ، قاهر به « دار الخلافه » سرازير شد و از پلكان آنجا بالا رفت . مونس با كارمندانش نيز به پائين آمده هر يك به خانهء خود رفت . محمد بن مكتفى نيز به خانه‌اش در « دار ابن طاهر [ 4 ] » فرستاده شد . قاهر بالله على ابن يلبق را به پرده‌دارى بگمارد و على بن يلبق ، ابو على حسن بن هارون را به دبيرى خود برگزيد . مونس كسى را به « صافيه » فرستاده ، على بن عيسى را آوردند ، قاهر نيز به وسيلهء حسن بن هارون او را بخواست . او بيامد و نخست از مونس ديدار نمود . سپس به نزد قاهر به پائين رفت و با گرمى سخن گفتند ، و اين پيش از آمدن ابن مقله بود . مونس ابو القاسم كلوذانى را بياورد و همراه خود به « دار السلطان » برده به پيشگاه قاهر رسانيد ، كه به او گفت : ابن مقله را به وزيرى برگزيدم و تو بايد به جاى او باشى

--> [ ( 247 ) ] در اثبات معجزات بنگاشت ، كه چند بار چاپ شده است . كسى نيز به نام يحيا بن عبد الله قهرمان وزير ابن فرات در خ 5 : 182 ، 219 ياد شده است . گويا پس از كودتاى قاهر ( خ 5 : 423 ) و كشتن كسانى كه بر ايشان سوگند وفادارى خورده بود ، تنها ابن طبرى كه يهودى بود و از مصونيت « ذمه » استفاده مىكرد ( خ 5 : 409 ) كشته نشده باشد . [ ( 1 - ) ] M : در نخستين بخش دوران حكومت قاهر اين چهار تن قدرت را در پشت پرده بدست داشتند ، تا آنگاه كه ايشان را بكشت . ( خ 5 : 423 ) . [ ( 2 - ) ] M : اين بار دوم است كه لقب قاهر به او داده مىشود . ( خ 5 : 318 ) . [ ( 3 - ) ] 5 : 555 . [ ( 4 - ) ] M : خانه‌اى بود ويژهء شاهزادگان و ولى عهد ( خ 5 : 59 ، 62 ، 318 ) .