أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )

298

تجارب الأمم ( فارسى )

نام از آن بيرون آيد . او با اين روش بازارى بر پا كرده ، جايگاهى براى خود ساخته بود . چيزهائى از دادرس ابو عمر [ محمد ] و پسرش ابو حسين [ عمر ] و ديگر دولتمردان به دو ميرسيد . او بر مفلح [ 1 ] چيره شده او را پيرو خود ساخته بود * زيرا به دو گفته بود ، در كتابها چنين ديده است كه مفلح از فرزندان جعفر بن ابو طالب [ 2 ] است ، اين ترفند بر او كارگر شده ، سودها به دو رسانيده بود . روزى بر زبانم رفته ، از وى خواهش كردم ، بخشى را كه من خواهان آنم در آن گونه كتابها بگنجاند و او پذيرفت . من در يك يادداشت از صفت‌هاى حسين بن قاسم تنها بلنداى او و نشان آبله بر گونهء او و نشانى كه بر لب بالاى او هست و تنك بودن موهاى او را به دو دادم ، كه بنويسد : اگر چنين مرد ، براى هجدهمين [ 3 ] خليفهء عباسى وزيرى كند ، كارها راست آيد ، بر دشمنان پيروز شود ، شهرها به دست او گشوده و كشور در روزگار او آبادان گردد . او گفت يك دفتر خواهم ساخت كه چيزهاى گوناگون در آن باشد ، اين را نيز در آن مىگنجانم ، من خواهش نمودم زودتر انجام دهد ، و چون پيگيرى كردم گفت : آنچه خواست تو است ، كه كسى در كهنگى آن شك نتواند ، زودتر از بيست روز آماده نمىشود ، زيرا چند روز بايستى در ميان كاه نهاده شود چندى نيز بايد آن را در كفش نهاده ، راهپيمائى كند ، تا زرد و كهنه‌نما شود . پس چون دفتر آنچنانكه بايستى آماده شد ، آن را بياورده ، به من نمود و من آن بخش را بررسى كردم . او دفترى ساخته بود كه اگر پيشينهء آگاهى من از آن نبود ، سوگند ياد مىنمودم كه بىگمان باستانى است * . دانيالى دفتر را به نزد مفلح برده در ميان چيزها كه بر او مىخواند اين را

--> [ ( 1 - ) ] سياهپوست خواجهء حرمسرا ( خ 5 : 179 ) . [ ( 2 - ) ] M : اين رفتار « مفلح » يكى از هزاران نمونهء آنست كه موالى وابستهء به عشاير عرب در چهار قرن آغاز اسلام مىكوشيدند براى كسب شرافت خود را عرب نژاد جلوه دهند . مرحوم دكتر مصطفى جواد استاد دانشگاه بغداد ، در يك مقالت خود نام خاندانهائى از موالى را نشان مىدهد ، كه پس از چند نسل آميزش با عربان ، نسبت ولائى خود را به نسبت نژادى تبديل كرده‌اند . [ ( 3 - ) ] M : متن : « الثانى عشر » تصحيح از ابن اثير .