أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )
270
تجارب الأمم ( فارسى )
داشت ، كارگزارى معونتهاى همدان ، نهاوند ، صيمره ، سيروان ، ماسبذان ، مهرجانقذق و ارزن را نيز به دو واگذار كرد . « دار السلطان » چپاول شد . « بنى بن نفيس » به سر گورگاه بانو ، به رصافه [ 1 ] رفت . دارائى او را در آنجا ششصد هزار دينار يافته به « دار السلطان » بياورد . مقتدر در روز شنبه نيمهء محرم [ 317 ] بر كنار شد و دادرسان را بر آن گواه گرفت و نوشتهء آن را به دادرس ابو عمر محمد بن يوسف سپرد . يك كار احتياط آميز كه فرايندى نيكو داشت : ابو حسين [ عمر ] [ 2 ] پسر ابو عمر گفته است كه : پدرش استعفا نامهء [ خليفه ] را به او داده گفت : پسرم ! آن را پنهان دار ! كه چشم كسى از خلق خدا بر آن نيفتد . پسر گفت ، من گفتم : پنهان كردن را چه سود كه همهء مردم دانستهاند ؟ گفت : آشكار كردن آن را چه سود ؟ از كجا مىدانى چه خواهد شد ؟ او مىگفت : من دستور پدر را
--> [ ( 1 - ) ] M . متن : مضى بنى بن نفيس الى تربة السيدة بالرصافه . . . مادر مقتدر براى خود گورى پيش ساخته در يك خانه در « رصافه » داشت و چون در 6 ج 2 - 321 ه . درگذشت ، در آن به خاك سپرده شد ( خ 5 : 413 ) . [ ( 2 - ) ] او عمر بن محمد بن يوسف بن يعقوب أزدى ، مالكى مذهب بود و در 328 درگذشت . در كشف الظنون آرد : او كتاب « فرج بعد الشده » را نگاشت ، ذهبى تركمان در تاريخ اسلام گويد : ابو عمر دادرس مىگفت : من همواره از مسائلى كه از سوى سلطان مىرسيد بيمناك مىشدم ، تا آنكه ابو حسين [ پسرم عمر ] بزرگ شد . / / M : محمد مرد ضد گنوسيست ، كسى است كه در كودتاى ابن معتز ناصبى بر ضد مقتدر و گنوسيستها شركت كرد و پس از شكست كودتا به سبب نفوذ پدرش يوسف بن يعقوب و ميانجىگرى ابن فرات شيعى ، از مرگ رها شد ( خ 5 : 73 و 74 ) و در سال 319 درگذشت و پسرش ابو حسين عمر به جاى وى بنشست ( خ 5 : 368 ) . اينك او در دومين كودتاى ضد مقتدر روشى احتياط آميز دارد . او در دادگاه ظالمانهء خود حلاج را به مرگ محكوم كرد ( خ 5 : 159 ) . ] . پدرش يوسف نيز ضد گنوسيست بود و با لعن معاويه مخالفت كرد ( خ 5 : 3 ) . نفرت گنوسيستها از وى به صورت شعرى در خ 5 : 29 و 30 ص 24 بگذشت .