أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )

256

تجارب الأمم ( فارسى )

نيز در اين سال سپاهيان شوريدند [ 1 ] . سال سيصد و شانزدهم آغاز شد : مونس مظفر از « انبار » بازگشت . او روز پنجشنبه سوم محرم پس از نصر به بغداد آمد . سپاهيان كه در « انبار » براى افزايش حقوق سر به شورش زده بودند ، در بغداد نيز آن را دنبال كردند . پس براى هر يك ، يك دينار افزوده شد و پرداخت گرديد . گزارش رسيد كه ابو طاهر [ قرمطى ] به « داليه » در راه فرات در آمده و چون هيچ نيافته ، هر كه را يافته كشته است و به « رحبه » رفته ، پايدارى مردم را در هم شكسته ، پس از پيروزى ، شمشير در ميان مردم نهاده است . پس به مونس مظفر دستور دادند كه از « رقه » جلو ايشان را بگيرد . مردم « قرقيسيا » كسان به نزد قرمطى فرستاده ، امان خواسته و او نويد نيكوى داده بود . سپس كس به قرقيسيا فرستاده جار كشيد ، كه كسى در روز ، از خانه بيرون نيايد ، مردم نيز چنان كردند كه كسى ياراى مخالفت نداشت . * پس يك گردان گشتى را ، از روى پلى ، كه در رحبه ساخته بود گذرانده ، به سر عربها فرستاد ، كه بسيارى از ايشان را كشت ، شترها و گوسفندانشان را بگرفت ، چنان عربها از او ترسيده بودند كه با شنيدن نام او مىگريختند . او يك اتاوت [ 2 ] بر ايشان بست ، كه هنوز هست ، كه هر خانواده در سال يك دينار بپردازند . سپس از رحبه ، به « رقه » بالا رفت . پس ابو طاهر از رقه از راه فرات به « رحبه » برگشت و هر چه كالا داشت

--> [ ( 1 - ) ] در تاريخ اسلام آمده است : سپاهيان بر مقتدر بشوريده ، افزايش حقوق خواستند و به او دشنام دادند ، كاخى به نام « ثريا » را چپاول كردند ، ايشان فرياد مىزدند : حج ما را از ما گرفتى ، دارائى ما را بستاندى ، دشمن را خيره چشم كردى و مانند دختركان خفته‌اى ! پس او پول داد و ايشان را آرام كرد . سپس خندقهاى بغداد و ديوارهء شهر را نوسازى كردند [ M : نبايد زمينهء عقيدتى اين شورشها را ناديده گرفت ، كه گنوسيسم اسلامى بود و به صورت سلاح ايده‌ئولژيك بوميان ايرانى ضد عرب آشكار مىشد . مشكويه نيز در خ 5 : 299 - 300 عربها را از اين بوميان جدا نهاده است ] . [ ( 2 - ) ] M : گونه‌اى گزيت و ماليات .