أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )

247

تجارب الأمم ( فارسى )

در ايستادگى كوتاهى نكرد و ياران ابو طاهر را به سختى تير باران كرد و بسيارى را زخمى نمود . چون ابو طاهر كه در يك كجاوه در كنار دويست تن از ياران وفادار خود نزديك ديوارهاى حيز [ 1 ] ايستاده بود چنين ديد ، از كجاوه پائين آمده ، سوار بر اسب شده ، همراه ياران يورش آورد . يوسف نيز خود و غلامانش يورش بردند و در اين جنگ تن به تن [ 2 ] [ يوسف بن ديو داذ ] بن ابو ساج در پايان روز با زخمى در پيشانى پس از آنكه پيشنهاد گريختن را كه غلامانش دادند نپذيرفت ، دستگير شد [ 3 ] . گروهى از يارانش نيز اسير و گروهى كشته شده و ديگران گريختند . چون يوسف به هنگام غروب اسير شد او را به اردوگاه ابو طاهر بردند و براى او چادرى با فرش جدا كرده نگهبانى بر او نهادند . [ پزشك ] پرستارى به نام ابن سبيعى نيز برايش آوردند . ابن سبيعى گويد : چون به چادرى كه در آن زندانى بود رفتم ، ديدم نشسته ، دراعه‌اى نقره فام پوشيده كه گريبان و خشتك [ 4 ] آن از ديباى سرخ بوده ، و از خون زخم پيشانيش آلوده شده است ، و مقدارى خون بر رخ او نيز خشكيده است ، آب گرم خواستم . يكى از ياران ابو طاهر گفت : به خدا نه آن را داريم و نه چيزى كه در آن گرم كنيم ! زيرا كه * بار و بنه خويش را نزديك قادسيه گذارده براى جنگ بدينجا آمده بودند . پس روى وى را با آب سرد شستم و جاى زخم را نيز شسته و بستم . او نام مرا و آنچه بدان شهرت دارم پرسيد . چون گفتم ، ديدم خانوادهء مرا از دورانى كه كودكى خود را در خانهء برادرش افشين كه فرماندار كوفه بود ، مىگذرانيد ، مىشناسد . من از هوش او و بىباكى از آنچه بر سرش آمده در شگفت ماندم . چون گزارش پيشامد و اسيرى ابن ابو ساج به على بن عيسى رسيد ، به دار السلطان رفته براى رسانيدن آن به مقتدر با نصر پرده‌دار و مونس مظفر گفتگو كرد . گزارش

--> [ ( 1 - ) ] M . متن : من حيطان الحيز . . . شايد : من حيطان الحيرة . . . بوده باشد . [ ( 2 - ) ] M . متن : و اشتبك الحرب بينهما فاسر ابن ابى الساج . . . [ ( 3 - ) ] در تاريخ اسلام گويد : در اين جنگ پيرامن پانصد قرمطى با تير زهر آگين زخمى شدند . [ ( 4 - ) ] M . متن : « و جربانها و لبنتها » . جربان معرب گريبان است .