أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )

225

تجارب الأمم ( فارسى )

دربانان ، نامه‌رسانان و خرج سفرهء سواران و پيادگان را بيست هزار دينار نوشته بود . خصيبى در پاسخ گفت : اين نوشته درست است ، من هر هزينهء خودم را يادداشت نمىكردم ، چيزهايى براى زنان و فرزندانم روا مىداشتم كه از دبيرم پنهان مىداشتم . اين نه دزدى و نه خيانت است ! على بن عيسى گفت : كسى نگفته است كه تو دزدى يا خيانت كرده‌اى ، بلكه تو با بدرفتارى كار را تباه كرده‌اى ، دست به كار نادانسته زده‌اى . اگر تو چند برابر آنچه ما به تو نشان داديم درآمد داشتى ، باز هم امير مؤمنان از تو بازپرسى نمىنمود ، به ويژه كه درآمدها ، ماهيانه ، يا از راه پيمانكارى باشد ، هزينه‌هايت نيز شناخته و روا است ، پس ما چرا از تو بازپرسى كنيم ، در صورتى كه ما * و همهء دبيران امير مؤمنان ، از خوان نعمت او بهره‌ور هستيم ، ديده‌ها كه ما داريم همه را در راه خدمت به او و پدرانش ( رض ) به دست آورده‌ايم . على بن عيسى با زبان نرم دستنوشت خصيبى را به چهل هزار دينار بگرفت كه چهل روزه بپردازد . او سوگندها خورد كه هيچ راهى به جز آن ندارد . او دستنوشت را به مفلح داده گفت : به امير مؤمنان بده و بگو : هر چند اين مرد سستى كرده ، خود را فريب داده ولى او خويشتن را در پناه امير مؤمنان نهاده و به « بيعت » سوگند ياد كرده است كه اين بيشترين مبلغى است كه مىتواند بپردازد . گناه از او نيست ، كسى گناهكار است كه او را براى اين كار نامزد كرده است [ 1 ] . سپس در يادداشتى از مقتدر خواهش كرد كه آن را از خصيبى بپذيرد و او را به « ثمل [ 2 ] » قهرمانه سپارد تا آن را كه پذيرفته است بپردازد .

--> [ ( 1 - ) ] M : در خ 5 : 244 مىبينيم كه نامزد كنندهء خصيبى ، براى وزيرى ، مادر و خالهء مقتدر بوده‌اند ، گويا على بن عيساى وزير ، ناخرسندى خود را از مداخلهء هيئت پنج نفرى حرمسرا در سياست ( خ 5 : 171 ) بدين وسيله نشان داده است . [ ( 2 - ) ] ن . ك : پانوشت خ 6 : 112 .