أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )
222
تجارب الأمم ( فارسى )
چنين كردى ، چرا مانند سپاه مونس با او رفتار نكردى ؟ پول براى مونس فرستاده مىشود و پرداختها به دست صندوقدارى فرستادهء سلطان انجام مىگيرد و در دفتر سپاه و ديگر دفترها به طور معمولى نوشته مىشود . هيچ افزايش حقوق * يا جابجا شدن ، از يك ليست به ديگرى ، جز با روش قانونى شناخته شده انجام نمىشود ، كمكهاى رفاهى ، جبران زيانها ، از كار افتادگيها ، همه مشخص است . چرا تو كارها را به دست كارمندان سلطان ندادى ؟ تا حقوقهاى سپاهيان او به ايشان حوالت شود ، چنان كه حقوق سپاهيان ابو الحسن [ 1 ] مونس مظفر حوالت مىشود ؟ گفت : چون وى كارهائى بزرگ انجام داده بود شايستهء گذشت و بزرگداشت بود . پرسيد : چرا پيمان كارگزارى فارس و كرمان را با ابراهيم بن عبد الله مسمعى بستى ؟ پاسخ داد : چون بيش از ديگران تعهد مىداد . گفت : آيا نمىدانستى نگهبانى قوانين لازمتر از سودجوئى است ؟ گو اينكه تو سود بيشتر براى دولت خواستى ، چرا او را به پايتخت نخواندى ؟ چون او به پايتخت مىآمد و مىماند ، اگر مىپسنديدى كه با او پيمان بندى ، نمايندگانش را بر سر كار مىفرستاد و ضمانتهاى مالى با ارزش به تو مىداد و آنگاه خودش مىرفت ، پاسخ داد : او مىخواست خود بر سر كارگزارى باشد . على بن عيسى گفت : پناه بر خدا ! سپس گفت : براى پسرت محمد كه ، نه مىخواند و نه به دفتر كار مىآيد ، نه كارى از او بر مىآيد ، حقوق ماهيانه دو هزار دينار براى چه گرفتى ؟ گفت : من از امير مؤمنان خواهش كردم ، ماهيانهء محسن [ بن فرات ] و عبد الوهاب بن خاقانى را * به دو بدهد و او پذيرفت . گفت : « محسن » در خاندان دبيرى پرورش يافته ، با همه بدكردارى و بىباكى و بد دينى ، كارها را انجام مىداد ، پسر خاقانى نيز به جاى پدرش كار مىكرد و امر و نهى مىنمود ، خدمتگزارى فهميده بود ، پسر تو به هيچيك از آن دو نمىماند بنويس كه هر چه او گرفته است پس بدهى ! پاسخ داد : پولى كه او گرفته و هزينه كرده
--> [ ( 1 - ) ] M : كنيت به نام ، چون ابو الحسن براى نيم بردگان ( موالى ) جنبهء تشريفاتى و استثنائى دارد ، چنان كه « ابو القاسم » براى ابن ابو ساج ابن ديوداذ آذربايجانى كه در خ 5 : 284 ديده مىشود .