أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )

214

تجارب الأمم ( فارسى )

در اين سال پادشاه روم براى مردم مرزها در نامه دستور نوشت كه بايد خراج را براى من بفرستيد ، و اگر نفرستيد به سوى شما خواهم آمد ، شما نيروى پايدارى نداريد . سال سيصد و چهاردهم آغاز شد در اين سال روميان به ملطيه در آمده شانزده روز مانده ، ويرانگرى كرده ، مردم را به اسيرى بردند . نيز در اين سال ثمل [ 1 ] از بغداد بر سر كار خود در مرز دارى باز گشت . نيز در اين سال ابو القاسم عبد الله بن محمد خاقانى كه تازه آزاد شده به خانه رفته بود در گذشت [ 2 ] . همين كه آواز شيون * از خانهء او بلند شد ، به خانهء او ريختند و براى دستگيرى پسرش عبد الوهاب بازرسى كردند ولى او را نيافتند . نيز در اين سال [ نمايندگان ] مردم ملطيه براى دادخواهى از آنچه روميان كرده‌اند ، به بغداد آمدند . نيز در اين سال مردم مكه زنان و دارائى خويش را از شهر برون بردند ، زيرا گزارش رسيده بود كه قرمطيان تا نزديكى ايشان رسيده‌اند . پس بر جان و دارائى خويش ترسيدند . كلوذانى [ 3 ] براى خصيبى نوشت : ابو طالب زيد بن على نوبندگانى ، اكنون مانند يك استاندار خود گردان [ 4 ] رفتار مىكند . او بر آباديهاى سلطان نيز دست اندازى كرده و از اين راه سه ميليون درم برداشت كرده است . كلوذانى براى اثبات اين سخن جدولى فراهم كرده بود ، كه بر نوشته‌هاى

--> [ ( 1 - ) ] صاحب البحر . فرمانده نيروى درياى مديترانه ( خ 5 : 247 - ص 212 ) . [ ( 2 - ) ] روايت مسموم شدن او در خ 5 : 259 ديده مىشود . [ ( 3 - ) ] M . صاحب ديوان وزير ابو العباس خصيبى ( - خ 5 : 245 ) . [ ( 4 - ) ] M . متن : « يجرى مجرى اصحاب الاطراف . . . » فئودالهاى بزرگ منطقه‌اى را مىخواهد كه بىموافقت خليفگان بغداد ، حكومت محلى خود را به صورت مستقل و ارثى در خاندان خود در آورده بودند . اين تعبير در خ 5 : 252 نيز آمده است . - پانوشت خ 5 : 436 .