أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )

198

تجارب الأمم ( فارسى )

پس از آن ، مونس ، نصر پرده‌دار ، دادرسان و دبيران به نزد خاقانى رفته ابن فرات را نيز بياوردند . خاقانى به بازپرسى پرداخت كه مرد كار نبود و نزديك بود ابو الحسن ابن فرات او را بخورد . يكى از بازپرسيها چنين بود كه : تو از ديه‌هاى خودت در يازده ماه يك ميليون دينار برداشت كرده‌اى . ابن فرات گفت : اين آباديها ، ده سال در دوران وزيرى على بن عيسى و وزيرى * حامد بن عباس به دست او بود و جز چهار صد هزار دينار برداشت نداشت ، شما به من معجزه نسبت مىدهيد ! گفت : تو از درآمد آباديهاى سلطان بر درآمد آباديهاى خود افزودى ! [ فرات ] گفت : چيزى را در دفترها نمىتوان پنهان داشت ، برداشت آباديهاى سلطانى را در روزگار من و برداشت آنها را در دوران كار على بن عيسى و وزيرى * حامد بن عباس و وزيرى پدرت [ خاقانى ] كه تو همه كارهء او بودى ، با هم بسنج ، تا ببينى آيا برداشت آباديهاى سلطانى افزوده شده ، يا كاهش يافته بود . دربارهء كشته‌هايش نيز از او بازپرسى شد ، كه گفت : اينها از دو حالت بيرون نيست ، يا مىگويند : من خودم ايشان را كشته‌ام ، كه چون من از پايتخت بيرون نبوده‌ام نمىتوان آنها را به من نسبت داد ، زيرا كه كشتن ايشان به دور از آنجا رخ داده است ، يا مىگويند : « تو فرمان كشتن آنان را به دست خود نوشته‌اى » كه من دربارهء آن ، كارگزاران معونت [ 1 ] ، معتمدان سلطان ، كارگزاران خراج ، رهبران كارگزاريهاى سلطان را به داورى مىخوانم ! به او گفتند : پسر تو ايشان را بكشت ! گفت : من غير از پسرم هستم ، شما از من بازپرسى مىكنيد . ابن بعدشر گفت : هر كس

--> [ ( 1 - ) ] M : « معونت » و جمع آن « معاون » يكى از كارگزاريهاى دولت عباسى در شهرستانها ، وابسته به يك ديوان مركزى بوده است ، كه مشكويه در اين كتاب رئيس ايشان را « صاحب المعونة » يا « عامل المعونة » و جمع آنان را « اصحاب المعاون » يا « عمال المعاون » خوانده است . در خ 5 : 99 آن را المعاون و الاحداث و در خ 5 : 116 آن را برابر كارگزاريهاى خراج ، ضياع ( ديه‌ها ) صدقات و در خ 5 : 113 آن را در كنار كارگزارى صلات ، حرب ( جنك ) نهاده است . گاهى ايشان كار خبر رسانى با كبوتر را نيز انجام مىداده‌اند ( خ 5 : 416 ) و چون مردم از ناامنى راه‌ها به ويژه راه مكه ناخرسند مىشدند در كوچه و بازار و مسجدها