أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )

176

تجارب الأمم ( فارسى )

شده بود . چون يادداشت به دست ابن فرات رسيد دستور داد زنجير را از وى باز كرده ، او را به كيفرى كه از عهده‌اش برآيد مصادره كردند و سپس به او تخفيف نيز داده رهايش كرد . ولى ابن حوارى را [ 1 ] ابن فرات به دست پسرش [ محسن ] سپرده كه سيلى بسيار بر او بنواخت و چند بار با چوب دستى او را زد و سپس او را همراه با يك بازجو به اهواز فرستاد ، كه اين همراه او را در اهواز بكشت [ 2 ] . دربارهء مادرائيان [ 3 ] ابن فرات با نامه‌اى كه نوشت ايشان را بخواست و چون ابو زنبور حسين بن احمد را آوردند و در خانهء ابن فرات زندان كردند ، در يك نشست ديوان داران و دادرسان را بياورد ، محسن نيز آمده ، برنامه و جدول كارهائى كه براى ابو زنبور انجام داده بودند بررسى و از وى بازپرسى نمودند و براى همهء بخشها دستنوشت او را بر بدهكارى دو ميليون و چهار صد هزار دينار گرفتند ، سپس ابن فرات آن را * سنگين دانسته او را به يك ميليون و هفتصد هزار دينار مصادرت كرد و دستنوشت او را بر آن به مقتدر نشان داد و او پذيرفت . ابن فرات با او به نيكى رفتار كرده او را به مردانگى ستوده ، مىگفت : كارگزارى زيركتر و زرنگتر از وى نديدم . ابن فرات از مادرائى خواست تا دربارهء خراج مصر و ديوان مغرب ، با على بن عيسى رو به رو شود . او از اين كار پوزش خواست . ابن فرات گفت : پس چگونه به دستور او با من رو به رو شدى [ 4 ] ولى به دستور من با او رو برو نمىشوى ؟ مادرائى گفت : من از آن كار خودم [ ايستادن رو در روى شما ] هيچ خرسند نيستم ، و كسى نيز مرا بر آن رفتار نستوده است ، با اينكه بدرفتارى وزير [ شما ] نسبت به من آشكار بود كه

--> [ ( 1 - ) ] وزراء : 40 . [ ( 2 - ) ] M : سپس خليفه اعتراف كرد كه خود او دستور قتل ابن حوارى را داده است ( خ 5 : 232 ) . [ ( 3 - ) ] وزراء : 44 . [ ( 4 - ) ] M : ن . ك : خ 5 : 133 و كتاب وزراء : 62 .