أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )
126
تجارب الأمم ( فارسى )
مىبود . نعمان به حامد سفارش مىكرد از بستن پيمان كارگزارى خوددارى كند ، زيرا گمان مىكرد اين كار از هيبت او نزد مردم مىكاهد و باز هم على بن عيسى است كه بايد تحصيلدار اموال او و در نتيجه بر او چيره باشد . ابو عيسى برادر ابو صخره از دوستان ديرين حامد بستن پيمان را براى او سودمند مىشمرد ، تا خود را در كار نشان دهد . او پيشنهاد مىكرد كه پيمانها را برابر قيمت گذارى دوران على بن عيسى ببندند تا بتواند با افزايشى كه به دست مىآورد ، كه بسيار نيز خواهد بود زمينهاى براى خردهگيرى از على بن عيسى فراهم سازد . حامد اين راى را پسنديد و روزى در پيشگاه مقتدر به على بن عيسى گفت : تو كارها را تنها و بىرايزنى با من انجام مىدهى ، بايد به راستى به امير مؤمنان بگويم : تو در « سواد » و « اهواز » و « اصفهان » چهار صد * هزار دينار را ساليانه از دست دادهاى . من اين كارگزاريها را ، چهار ساله ، ساليانه به چهار صد هزار دينار بيشتر از بهاى فرستادههاى عينى و حوالتى [ 1 ] سالهاى وزيرى تو پيمان مىبندم . على بن عيسى در پاسخ گفت : من بستن چنين پيمان را با تو نادرست مىدانم زيرا روش تو در كوبيدن كشاورزان و ستمكارى بر مردم و خريد غورهء خرما [ 2 ] معروف است . پيدا است كسانى كه چنين كنند يكى دو سال سود بيشتر خواهند برد ، ولى سالهاى بعد خرابى جبران ناپذير بار مىآورند ، برداشت كاهش مىيابد ، بدبينى پديد مىآيد . كشاكش آن دو به درازا كشيد ، تا مقتدر [ به على بن عيسى ] گفت : اين كار بهره كشى
--> [ = ] به بعد ] وزير معز الدوله [ آل بويه ] گفت : من ابو القاسم بن بسطام را هنگامى كه به كارگزارى براى ما ، به شيراز درآمد ديدم . انبوه بار و بنهء او بىمانند بود ، در بنهء او چهل اسب نجيب پر يال ، رام ، خال دار ديدم كه مىگفتند : آنها را هنگام رفتن به نشستها سوار مىشود . روزى او خواهان يك جا نماز ويژه شد ، كه آن را دوست مىداشت ، چون بستههاى فرش را جستجو كردند ، چهار صد جا نماز در آنها يافتند . [ ( 1 - ) ] M . متن : بعبرة المحمول و المسبب . [ ( 2 - ) ] M . متن : خبط الرعية و احداث السنن و ضرب الابسار معروف خريدن بسر ، يا غورهء خرما ، پيش از رسيدن ، به بهاى ارزان .