أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )

پيشگفتار 14

تجارب الأمم ( فارسى )

مشكويه و طبرى اگر مشكويه كتاب خود را مانند طبرى ، در بغداد ، بيرون از چتر حمايت دولت بويه‌ئيان اين بازوان نيرومند گنوسيسم اسلامى ، مىنگاشت ، شايد بيش از طبرى مورد تجاوز دشمنان دانش قرار مىگرفت . مشكويه ، به « عصمت فره ايزدى » كه از ويژگيهاى گنوسيسم اسلامى است توجه دارد و از فرق ميان پيوند با سوگند عصمت گنوسيستى ( 6 : 61 ترجمه ) و پيوند با « بيعت » سنى ( 6 : 347 ترجمه ) آگاه است . مشكويه و ابن اثير ابن اثير خود يك كرد شيبانى ولاء است كه با گذشت چند نسل خود را شيبانى نژاد شمرده عربزدگى و سنىنمايى شديد دارد . و به عكس مشكويه همه‌ى نام‌هاى پهلوى و كردى و فارسى را يا معرب كرده و يا به فراموشى سپرده حذف كرده است ، از نظر ايده‌ئولوژى خود را ضد گنوسيسم اسلامى نشان مىدهد ، غزالىمآبانه تهمت‌هاى شاخدار به گنوسيست‌ها منسوب مىدارد . شمار موضوعاتى كه ابن اثير در تاريخ خود كامل پشت سر هم ياد مىكند چند برابر شمار موضوعات مشكويه در تجارب است ، ليكن موشكافىهاى مشكويه در موضوع‌هايى كه هر دو ياد كرده‌اند ، چند برابر ابن اثير است . مشكويهء دبير مشكويه در جوانى به دبيرى حسن مهلبى ( م 352 ه / 963 م ) وزير معز الدولهء ديلمى درآمد و تا مرگ وزير ، نزديك 12 سال اين سمت را در بغداد داشت ، كه پايتخت دوم ديلميان پس از رى مىبود . پس از مرگ اين وزير مشكويه به خدمت ابو الفضل بن عميد وزير ركن الدوله در آمد و تا مرگ اين وزير به سال 360 ه 971 / م ( 6 : 333 ترجمه ) هفت سال خازن و دوست شبانه روزى او بود ( 6 : 335 ترجمه ) و كتابخانهء او را در رى كه يك صد بار چارپا كتاب داشت ( 6 : 278 ترجمه ) اداره مىكرد . پس از مرگ ابن عميد ، با همه انتقادى كه از پسر او ابو الفتح مىكند ( 6 : 363 و 418 ترجمه ) مدتى پيش از كشته شدن ابو الفتح از سال 316 ه 978 / م در خدمت او بود . او مىگويد : در سال 364 ه / 975 م با ابو الفتح و سپاهيان عضد الدوله پسر ركن الدوله از رى به واسط و از آنجا به بغداد رفت ( 6 : 402 تا 404 ترجمه ) و