أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )
88
تجارب الأمم ( فارسى )
ابو سعيد [ 1 ] به ايشان رسيده ، از راه باز ماندند و به وزير على بن عيسى نوشتند و خواستار دستور شدند . او پاسخ داد كه بنزد فرزندان و جانشينان او بروند . ايشان نيز رفتند و نامه و پيام را رسانيدند . قرمطيان در پاسخ نامه اسيران را كه فرستادگان خواسته بودند آزاد و با ايشان به بغداد فرستادند . سال سيصد و دوم آغاز گشت در اين سال ابو عبد الله حسين بن عبد الله مشهور به ابن جصاص جوهرى دستگير شد . گروهى را به خانهء او فرستاده او را به دار السلطان بردند ، و پول و جواهر ، به بهاى چهار هزار [ شايد دينار ] [ 2 ] از او بگرفتند * . خود او چيزى
--> [ ( 1 - ) ] ن . ك : پيامى كه اين ابو سعيد براى معتضد بالله فرستاد پيشتر ، و در همين كتاب ( خ 5 : 14 - 16 ) ياد شد و در « فرج بعد الشدة » 1 : 11 نيز ديده مىشود . [ ( 2 - ) ] در صله عريب : 48 مبلغ گرفته شده از او را شش ميليون دينار آورده و در كتاب « الوزراء » ص 223 ده ميليون دينار آمده است . در « صله » عريب ص 130 داستان چگونگى يافتن على بن عيسى در مصر ، تسبيحى گوهرين كه از جصاص مصادره و سپس دزديده شده بود ، ديده مىشود . صاحب تكمله نيز گويد : در اين سال ابن جصاص مصادره شد . صولى گويد : در خانهء وى در « سوق يحيا » پانصد سبد [ سفط ] كالاى مصرى و كوزههاى سبز و قمقمهها همه پر از دينار به زير خاك يافتند و يك ميليون دينار از وى گرفتند . صولى گويد : من در نشستى بودم كه ميان ابن جصاص و ابراهيم بن احمد ماذرائى كشاكشى رخ داد . ابراهيم گفت : يكصد هزار دينار از دارائى من صدقه برود اگر سخنى كه از من به زبان آوردهاى درست باشد ! ابن جصاص گفت : يك قفيز پر از دينار زر از مال من صدقه برود اگر سخن تو درست و از آن من نادرست بود ، ابن ماذرائى گفت اين نيز از بىدانشى تو است كه نمىدانى يكصد هزار بيش از يك قفيز جا مىگيرد . من به نزد ابو بكر بن ابو حامد رفته ، و داستان را گفتم ، گفت : اندازه مىگيريم ! پس دستور داد يك كيلجه [ شايد : كيل كوچك ] آوردند و آن را پر از دينار كرد سپس آن را كشيدند چهار هزار بود ، و چون بر شمرديم همانگونه كه ماذرائى گفته بود يك قفيز نود و شش هزار دينار را جا مىگرفت . يكصد لنگه خيش ، از مصر براى ابن جصاص فرستاده بودند و در لاى هر لنگه يك هزار -