أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )
86
تجارب الأمم ( فارسى )
نيز در اين سال گزارش رسيد كه فرمانرواى خراسان احمد بن اسماعيل بن احمد در كرانهء رودخانهء بلخ به دست غلامان [ 1 ] خود كشته شده ، پسرش ابو الحسن نصر بن احمد بجاى وى بنشسته . پس پيمان نامهاى از مقتدر بالله با نامهء واگذارى خراسان به وى بجاى پدرش براى او فرستاده شد . نيز گزارش رسيد كه يك خدمتگزار ابو سعيد جنابى [ گناوهئى ] حسن بن بهرام كه بر هجر چيره است ، او را كشت و همين خادم پس از كشتن سرور خود بيرون آمده يكى ديگر از سرداران را فرا خوانده گفت : سرور ما تو را خواسته است ، و چون او را به درون برد بكشت و بيرون آمد و همين گونه يكى يكى از سرداران را به درون برده تا چهار سردار را بكشت . پس چون پنجمين را فرا خواند ، او احساس خطر نموده ، فرياد كشيد و زنان بيرون ريخته ، فرياد كشيدند و خادم كه صقلابى بود پيش از كشتن پنجمين تن دستگير و كشته شد . ابو سعيد پسر خود سعيد را جانشين خود كرده بود ، ولى او نتوانست جاى پدر را بگيرد و برادر كوچك او ابو طاهر سليمان بن حسن به جاى پدر بنشست [ 2 ] . قرمطيان به سال 299 هنگامى كه فرماندارى معونتگران بصره با محمد بن اسحاق ابن كنداجيق [ 3 ] بود تا دروازهء بصره پيش آمدند . آن روز آدينه بود و مردم در مسجد نماز مىگزاردند . پس يك تن فرياد كشيد * : قرمطيان ! قرمطيان ! دروازهبانان به سوى ايشان شتافتند . دو سوار ديدند يكى از ايشان بر سر پيچ پياده شده ، نشسته ، يك پا را به روى ديگرى انداخته دومين نيز در آن سو است . مردم فرياد كشيدند و يك تن
--> [ ( 1 - ) ] اين پيشآمد يكى از شورشهاى تركان بر ضد فرمانروائى سامانيان بر خراسان است كه نمونه ديگر آن در خ 5 : 75 گذشت . [ ( 2 - ) ] داستان كشتار خادم صقلابى چند سردار قرمطى را در گرمابه ، در خ 6 : 96 پانوشت از « تاريخ اسلام » نيز خواهد آمد . [ ( 3 - ) ] : در « تاريخ اسلام » ، در گزارش سال 304 گويد : در اين سال محمد بن اسحاق بن كنداجق ( چنين ) در دينور كه فرماندار آنجا بود درگذشت . على [ بن عيسى ] وزير بازماندگان او را مصادره كرد ، پس به شصت هزار دينار نقد با ايشان سازش كرد .