أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )
82
تجارب الأمم ( فارسى )
داد ؟ گفت : خدمتگزار آمد و پيش از پاسخ جدا شديم [ 1 ] . او مىگفت : احمد بن محمد بن سمعون نيز كه كارگزارى « نهروانات » را بازرسى مىكرد برايم گفت : يك روز هنگامى كه ما زمين غله خيز كسانى را اندازهگيرى كرديم ناگاه فهميديم برخى از بوميان ، نزد وزير على بن عيسى از ما دادخواهى برده ، كه اينان بر اندازهء زمين خراج ده من افزودهاند . ما بىخبر ، ناگهان ديديم يك كارگزار به نام ابن بذال با گروهى از مهندسان « بادوريا » سوار و پياده بر سر ما آمدند . ما يقين كرديم كه مىخواهند ما را ببرند . همكار من گفت : بهتر است پيش روى و بينى چه خبر است . من رفتم و از داستان دادخواهى آگاه شدم . چون به آن همكار گفتم ، پرسيد : مىدانى ما چگونه اندازه گرفتهايم ؟ گفتم : نه ! گفت : برخيز بيا تا ببينى و بهتر دفاع كنى ! من با مهندسان شهر كه آنجا را اندازهگيرى كرده بوديم ، بيرون آمديم ، و با تيز بينى هر چه بيشتر با ايشان اندازه گرفتيم و آشكار شد زمين خراج ده را كه ما بيست و دو جريب بر آورد كرده بوديم ، بيست و يك جريب و يك قفيز است . من چنين استدلال كردم كه ما هنگامى اين زمين را اندازه گرفته بوديم كه خوشههاى غله ايستاده بود و اكنون پس از درو كردن مساحى شده است ، و دور نيست ميان دو اندازهگيرى اين اندك دوگانگى يافت شود . پس ابن بذال بازگشت * و نامهء على بن عيسى با توپ و تشر و تهديد به من رسيد ، كه هر گاه بدانم كه بر يك كشاورز در معامله ، يا در اندازهگيرى ستم رفته است ، چنان و چنين خواهم نمود . او مىگفت : ما پس از آن جرئت نمىكرديم در برخورد با كسى چانه بزنيم . پس سال نو ، برداشت سى در صد [ 2 ] افزايش يافت ، چون خبر دادگرى دولت پخش شده ، مىگفتند : ستم از ميان رفته است ، كوشش مردم براى بهره بردارى و آبادانى فزونى [ 3 ] يافت . او در دادگسترى نيز همين كار كرد . ابن مشرف مىگفت : يكى از كارگزاران « بادوريا » از خانوادهام خراج و بازماندههاى گذشته را مطالبه كرد و چون ندادند آنان
--> [ ( 1 - ) ] ن . ك : « الوزراء » : 323 . [ ( 2 - ) ] M : متن : فى العشرة ثلاثة . . . [ ( 3 - ) ] ن . ك : « الوزراء » : 346 .