أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )

76

تجارب الأمم ( فارسى )

مقتدر ، شفيع لؤلؤى را مأمور ديوان بريد ( دفتر پست ) مدينة السلام و كنترل وزير [ 1 ] و سپاه و دبيران ديوانها و دادرسان و فرماندهان پليس كرد . چون ابن ثوابه زبونى وزير را دريافت به مقتدر نزديك شد و به وسيلهء يادداشتها كه از راه ام موسى [ قهرمانه ] مىرسانيد به او نوشت كه مىتواند مالى بسيار كه خاقانى از آن چشم پوشيده از كارگزاران بيرون آورد . او مىتواند تنها از محمد ابن على ماذرائى و برادرش ابراهيم هفتصد هزار دينار [ 2 ] در آورد . پس براى خاقانى فرمان بيرون آمد كه دست ابن ثوابه را در اين كار باز گذارد * . و او مالى فراوان با زور و ستم بدست آورد . او كارگزاران وزير را به ميل خودش بر كنار و به كار مىگمارد ، كار به جائى رسيد كه بدكارانى چند ، از راه فرستادن نامه به دست ام موسى [ قهرمانه ] براى مقتدر ، خود را در برابر پرداخت پولى نامزد كارگزارى جائى مىكردند . پس به خاقانى دستور داده مىشد كه او را بدان كار بگمارد . اين رفتار گسترش يافت . بدكاران در فرمانروائى و گرد آورى ماليات با فشار و زور انباز او شدند . حامد بن عباس نيز بخشهاى واسط را چهار ساله پيمان بسته بود . دبيران براى او برنامه‌اى ريختند كه هر ساله دويست و چهل هزار دينار بپردازد . به اندازهء دو

--> [ ( 1 - ) ] M : معمولا وزير از نظر نيرو و كارآئى در حكومت خليفگان ، شخص دوم در كشور به شمار مىآمد . كاربرد اين نفوذ بستگى به نيرومندى و زبونى شخصيت او داشت . ولى كم كم خليفگان بر آن شدند كه دستگاهى براى بازرسى دائمى خود بر وزير و كابينه‌اش تشكيل دهند . مقتدر كه در سيزده سالگى به خلافت نشانده شد ، در حقيقت زير نظر وزير نيمه گنوسيست عباس بن حسن زندگى مىكرد . پس از شكست كودتاى ابن معتز سنى نيز نيروى اجتماعى شيعيان ابن فرات شيعى را بر او تحميل كرد ( - خ 5 : 64 ) ولى مقتدر پس از آنكه نيرومند شد ابن فرات را دستگير و مردى ناتوان چون خاقانى را بجاى وى گمارد . اينك به شفيع لؤلؤى به نام « دبير پست » حق كنترل وزير را نيز داده است . اين سمت بعدا نام « ديوان زمام » گرفت و رئيس آن بعدها صاحب ديوان خوانده شد كه در برابر وزير قدرت ايستادگى داشت ( خ 6 ، 338 ) . [ ( 2 - ) ] ن . ك : صله . عريب : 39 - 38 . و خ 5 : 81 .