أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )

90

تجارب الأمم ( فارسى )

- « گزاردن باج را كه پدرت فيليپوس به نزد من مىفرستاده است ، از چه روى فرو نهاده‌اى ؟ جز كودكى و نادانى تو را بدين كار نخوانده است . چوگان و گوى و پيمانه‌اى از كنجد به نزد تو فرستاده‌ام تا بدانى كه براى تو ، بازى با كودكان به كه پادشاهى كنى و جامهء شهريارى بر تن پوشى . اگر كارى جز آن كنى كه فرموده‌ام و همچنان فرمان برانى ، كس فرستم تا تو را در بند كند و به نزد من آرد . شمارهء سپاهى كه به سوى تو گسيل خواهم كرد ، به شمارهء دانه‌هاى كنجدى است كه به نزد تو فرستاده‌ام . » [ 1 ] اسكندر در پاسخ دارا چنين نوشت : - « آن چه در نامه‌ات مرا بدان فرموده‌اى دريافته‌ام و در آن چه فرستاده‌اى ، از چوگان و گوى ، انديشيده‌ام و آن را به شگون گرفته‌ام ، چرا كه افكنندهء گوى ، آن را به سوى چوگان افكند و چوگان ، گوى را به سوى خويش كشد . من زمين را به گوى مانند كرده‌ام و آن را به شگون پادشاهى بر سراسر زمين و دست يافتن بر جهان گرفته‌ام و به شگون آن كه كشور دارا به كشور خويش بپيوندم و سرزمين وى بر سرزمين خويش بيفزايم . كنجدى را كه فرستاده‌اى ، چون گوى و چوگان ديده‌ام . چه ، كنجد چرب است ، تلخ و تند نباشد . همراه اين نامه كيسه‌اى خردل فرستاده‌ام . هر چند اندك است ، ليك در نيرو و تندى و تلخى ، به بسيارى همان چيزى است كه تو فرستاده‌اى . آرى سپاهيان من در برابر تو اين چنين تلخ و تند باشند . » [ 2 ] چون پاسخ اسكندر به دارا رسيد ، دارا سپاه خويش گرد كرد و آمادهء جنگ با اسكندر

--> [ ( 1 ) ] نقل اين نامه و چند نامه ديگر كه در جاى خود به آنها اشاره خواهد شد ، در متن به طور غير مستقيم است كه با تغيير فعلها از سوم شخص به دوم شخص به قالب نقل مستقيم برگردانيده شده است ، بى آن كه هيچ گونه تغيير ديگرى در آن پديد آمده باشد . [ ( 2 ) ] نگاه كنيد به پانوشت نامه پيش .